شکافهای اجتماعی نوپدید و تحلیل مشروعیت سیاسی؛ با تمرکز بر روندهای راهبردی در ایران امروز (1396 تا 1406)
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی تهران
2 دانشآموخته کارشناسیارشد جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه تهران
doi
10.30465/cps.2019.3895چکیده
مفهوم شکافهای نوپدید اجتماعی (گسست نسلی، فاصله طبقاتی، تمایز هویتی و سبک زندگی) میتوانند بهعنوان متغیری مستقل، مشروعیت سیاسی (متغیر وابسته) را به تحلیل برند. نوشته حاضر در پی آن است که سازوکار این تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را بررسی کند. پرسش این است که شکافهای اجتماعی نوپدید کدامند؟ چگونه عمل میکنند و با چه سازوکاری میتوانند مشروعیت سیاسی را متاثر و متحول نمایند؟ عرصه عینی برای روایت و بررسی این مساله ایران در بازه زمانی 1396 تا 1406 است. گمان میرود دادههای توضیحدهنده این روند ده ساله از طریق روندپژوهی قابل استخراج است؛ یعنی اتقان قابل دفاع وجود دارد که رگههای بنیادین و گفتمانساز این دهه، از هم اکنون در دسترس هستند. فرضیهای که بهمثابه حدسی حساس و قوی آزمون میشود این است که شکافهای نوپدید بهدلیل کارویژههای موثر و ساختارهای فراگیر، انعطافپذیر و جیوهای (کنترل گریز)، قادرند با تردیدافکنی در مشروعیت سیاسی از یکسو و اختلالآفرینی در کارآمدی از سوی دیگر، به توقف و استحاله مشروعیت سیاسی آن کمک نمایند. روش یافتن پاسخ و آزمون روایی این فرضیه به سیاق توصیفی تحلیلی خواهد بود. در نهایت، یافته و تذکر کلیدی مقاله آن است که فهم شکافهای نوپدید و تمرکز بر مطالبهها و پیچیدگیهای آنها، نخستین اولویتی است که بایستی در دستور کار سیاستگذاری راهبردی قرار گیرد. به سخن دیگر، مواجهه سنتی (کنترل از بالا، عارضیپنداری، تغافل و سهلانگاری) نمیتواند پرتویی بر ماهیت و آهنگ این قبیل شکافها بیفکند.