تخصیص منطقهای یارانههای بخش صنعت بر اساس مدل ترکیبی تحلیل پوششی دادهها و نظریه بازی
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه یزد
2 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران؛
3 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه یزد
4 استاد گروه اقتصاد، دانشگاه یزد
doi
10.22034/ijts.2021.246932چکیده
از منظر تاریخی، یارانه صنعتی بهعنوان یک سیاست صنعتی سابقهای به قدمت علم اقتصاد داشته و در طول دورههای مختلف بهعنوان یک ابزار حمایتی از بخش صنعت توسط کشورهای مختلف به کار گرفته شده است. این در حالی است که چگونگی توزیع اثربخش و مطلوب این یارانهها در کنار محدودیت این منابع مالی عمومی همواره بهعنوان مسئلهای اساسی پیشروی برنامهریزان و سیاستگذاران قرار داشته است. در این راستا پژوهش حاضر میکوشد ضمن بررسی یارانه صنعتی از بعد نظری و شواهد تجربی مدلی برای تخصیص یارانههای صنعتی به 31 استان کشور با توجه به چهار معیار مؤثر در تخصیص این منابع عمومی ارائه نماید. بدین منظور از مدل ZSG-DEA مبتنی بر تلفیق مدل تحلیل پوششی دادهها با مفاهیم تئوری بازیها استفاده شده است. نتایج مدل پیشنهادی ضمن تعیین سهم بهینه هر استان بیانگر این است که استان تهران با سهم 25/23 درصدی دارای بالاترین سهم بهینه و در مقابل استانهای ایلام و کهگیلویه و بویراحمد با سهم 2/0 درصدی دارای پایینترین سهم بهینه از یارانههای صنعتی هستند. پس از مشخص شدن سهم بهینه هر استان از اعتبارات حمایتی بخش صنعت پیشنهاد میشود نحوه پرداخت این منابع با توجه به آثار انواع حمایتها و نوع صنایع هر استان تعیین شود.