نقش میانجیگری سبکهای تفکر در رابطه هوش و خلاقیت
نویسندگان
1 استادیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب، تهران، ایران
3 دکتری روانشناسی ، دانشگاه پیام نور و کارشناس آزمایشگاه دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/japr.2021.295897.643418چکیده
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجیگری سبکهای تفکر در رابطه هوش و خلاقیت در دانشآموزان دختر و پسر 12 تا 16 ساله بود. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر نوع پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام دانشآموزان دختر و پسر 16-12 ساله منطقه 12 شهر تهران در نیمسال دوم تحصیلی 97-1396 بود. تعداد 200 دانشآموز (100 دختر و 100 پسر) با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار سنجش شامل آزمونهای هوش وکسلر کودکان فرم 4 (WISC-IV)، تفکر خلاق تورنس فرم تصویری ب (TTCT) و پرسشنامه سبک تفکر نوع اول استرنبرگ فرم کوتاه (TSI) بود. جهت تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش از روش رگرسیون چندگانه در نرمافزار 21-SPSS استفاده شد. نتایج نشان داد نقش متغیر هوش در پیشبینی خلاقیت (142/0) مثبت و نقش تفکر قانونگذارانه (145/0-) و قضاوتگر (165/0-) در پیشبینی خلاقیت منفی بود. همچنین هیچ تأثیر غیرمستقیم برای متغیر هوش با خلاقیت که نشان از اثر واسطهای تفکر قانونگذارانه و قضاوتگر بود نیز دیده نمیشد؛ اما نقش تفکر اجرایی در پیشبینی خلاقیت (165/0) مثبت بود و همچنین تأثیر غیرمستقیم برای متغیر هوش با خلاقیت که نشان از اثر واسطهای تفکر اجرایی بود نیز دیده میشد.