نقش میانجی‌گر سازوکارهای دفاعی و احساس گناه در رابطه بین صفات شخصیت با تجارب تجزیه‌ای

نویسندگان

1 استادیار گروه روان‌شناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

2 دکتری روان‌شناسی عمومی، گروه روان‌شناسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

3 دانشیار گروه روان‌شناسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران

doi
10.22059/japr.2021.298565.643454
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، تعیین نقش میانجی‌گر سازوکارهای دفاعی و احساس گناه در رابطه بین صفات شخصیت و تجارب تجزیه­ای بود. روش مطالعه توصیفی از نوع همبستگی و هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام شهروندان ساکن در شهر کرج بود که از میان مراکز تفریحی، فرهنگی و هنری به روش نمونه ­برداری خوشه­ای در مرحله اول 5 منطقه و در مرحله دوم 10 مرکز و به‌صورت داوطلبانه 550 نفر (241 زن و 207 مرد) انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه‌های استاندارد پنج عاملی نئو (NEO)؛سازوکارهای دفاعی-40 (DSQ-40)؛ احساس گناه (GI) و مقیاس تجارب تجزیه­ای (DES) بود. جهت تحلیل داده­ها از روش مدلیابی معادلات ساختاری و نرم‌افزار 24Amos- استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر، نشان داد ضرایب مسیر غیرمستقیم بین روان‌رنجورخویی با تجارب تجزیه­ای (044/0=β و 01/0>P)، گشودگی به تجربه با تجارب تجزیه­ای (040/0=β و 01/0>P)، روان‌رنجورخویی با احساس گناه (72/0=β و 05/0>P)، گشودگی به تجربه با احساس گناه (081/0-=β و 05/0>P) و سازوکارهای دفاعی ناسازگارانه با تجارب تجزیه­ای (068/0=β و 01/0>P) معنادار بود. پیشنهاد می­شود که آن دسته از سازوکارهای دفاعی را در افراد هدف درمان قرار می­دهند که به هنگام اشتباهات و تخطی‌گری، موجب سرزنش‌گری و احساس گناه بیش‌ازحد و غیرمنطقی و تجارب تجزیه­ای می­‌شوند.