چالش در تثبیت مردم سالاری دینی و تعلیق مدلولی

نویسندگان

1 استادیار پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی

doi
10.30465/cps.2018.2963
چکیده

مردم­سالاری دینی از جمله مفاهیم معاصری است که جامعه ایرانی در مواجهه با گسل جدی و تاثیرگذار سنت-مدرنیته ابداع کرده است. در واقع این مفهوم مطالبه­ دیرپای سوژه ایرانی است برای ترکیب سنت و معاصریت. مردم­سالاری دینی ابداع ذهن سوژه ایرانی است برای ترمیم یا گذر از این گسل. مباحث مربوط به این ترکیب و تلفیق قریب به 2قرن ذهن سوژه ایرانی را به خود مشغول داشته و هنوز نیز درجریان است. با پیروزی انقلاب اسلامی، و سقوط رژیم اقتدارگرا، و تشکیل جمهوری اسلامی بخشی از این مطالبه­ی دیرپا مخقق شد. اما هنوز تثبیت و تحکیم آن اتفاق نیافتاده و با چالش‌هایی مواجه است. برخی علت این عدم تثبیت را ساختاری و برخی دیگر کارگزارانه می‌دانند. در این مقاله می­کوشیم که با استفاده از روش و نظریه گفتمانی لاکلا و موفه به این چالش‌ها بپردازیم. فرضیه ما این است که مهم­ترین چالش در تثبیت مردم­سالاری­دینی پیش از آنکه مربوط به فقدان ساختارها و یا عوامل کارگزارانه و نخبگان اجتماعی باشد، مربوط به حیطه شناختی-ادراکی یک گفتمان است. به سخن دیگر مردم‌سالاری دینی به عنوان یکی از دال­های مرکزی در گفتمان جمهوری اسلامی هنوز در مرحله­ مدلول­یابی است. این عدم هژمونی مدلولی موجب سرگردانی در حیطه‌های ساختار و کارگزار نیز خواهد شد.