میانجیگری در فقه و حقوق کیفری ایران و نقش آن در تراکمزدایی در مرحله تعقیب جرم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی حقوق کیفری و جرمشناسی، آیتالله آملی، واحد بینالملل، دانشگاه آزاد اسلامی، مازندران، ایران.
2 استادیار، گروه حقوق، واحد چالوس، دانشگاه آزاد اسلامی، چالوس، ایران. (نویسنده مسؤول)
3 دانشآموخته دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jccj.2024.430353.1444چکیده
میانجیگری از موضوعات مهمی و تأثیرگذار در قضازدایی است که همواره محل توجه و بحث و نظر بوده است. باوجود نقش مهم، آنگونه که شایسته است از منظر فقه و حقوق مورد بررسی قرار نگرفته است. ازاینرو هدف پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی نقش میانجیگری و انواع آنان در آموزههای فقهی و نظام کیفری ایران در راستای تراکمزدایی در مرحله تعقیب جرم است. این مقاله نظری بوده و با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و بهصورت کتابخانهای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد که در فقه میانجیگری به این مفهوم که در حقوق رایج است، در فقه مطرح نشده است و مفاهیمی چون شفاعت، جمیت، مذاکره و سازش بیشترین ارتباط مفهومی با میانجیگری دارد. کاربرد میانجیگری در جرایم شرعی مؤید آن است که در حدود دو نوع میانجیگری وجود دارد: میانجیگری نزد شاکی و میانجیگری نزد حاکم که از نوع اخیر تحت عنوان شفاعت یاد میشود. بر این اساس، در کلیه حدود ناظر به حقالناس مانند حد قذف و سرقت قبل از شکایت نزد حاکم و حتی کلیه تعزیرات ناظر به حقالناس، میتوان نزد شاکی میانجیگری کرد، لذا ادله ممنوعیت از شفاعت در حدود، شامل حدود ناظر به حقالناس نمیشود، ولی در نظام حقوق ایران میانجیگری، صرفاً معطوف به جرایم تعزیری کماهمیت شده است.