توسعۀ چارچوبی برای سیاست علم و نوآوری جهان اسلام بر مبنای سیاست علم؛ مرز بیپایان
نویسندگان
1 دانشیار گروه مطالعات آینده نگر، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، ، ایران
2 پژوهشگر پسا دکترا، پژوهشکده سیاستگذاری علم، فناوری و صنعت، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران
doi
10.22034/ksiu.2026.105.53چکیده
هدف: هدف این پژوهش، طراحی چارچوبی بومی برای سیاست علم و نوآوری در جهان اسلام و با الهام از سند تاریخی «علم؛ مرز بیپایان»(1945) و بازنگری آن در سال 2020 بود. روش: روش تحقیق بر پایۀ رویکرد مقایسهای- تطبیقی و تحلیل محتوای کیفی بود که از طریق یادگیری مولّد، آموزههای سیاستی قابل اقتباس برای جهان اسلام، شناسایی و بازتدوین شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که ۲۷ گزارۀ سیاستی در حوزههایی همچون: سرمایهگذاری پایدار در علوم پایه و پژوهش؛ تقویت سرمایۀ انسانی و آموزش STEM؛ مشارکت جامعه و نخبگان؛ توسعۀ همکاریهای درونمنطقهای؛ همافزایی دولت، دانشگاه و صنعت؛ صیانت از آزادیهای علمی، میتوانند به عنوان چارچوب راهنمای بلندمدت سیاست علم و نوآوری بهکار گرفته شوند. نتیجهگیری: بازآفرینی سیاست علم در جهان اسلام، مستلزم یادگیری نقّادانه از تجارب موفق جهانی، پیوند عمیق با جامعه و سازگاری با اقتضائات تمدنی و سرزمینی بود؛ رویکردی که میتواند ضمن کاهش مهاجرت نخبگان و جلوگیری از خروج سرمایه، زیستبومی مشترک برای نوآوری ایجاد کند و جایگاه علمی، اقتصادی و تمدنی کشورهای اسلامی را در نظام بینالملل ارتقا بخشد.