مدل سازی پتانسیل عملکرد و خلاء عملکرد گندم آبی در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
2 رییس/بخش تحقیقات علفهای هرز، موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، تهران، ایران
3 گروه زراعت دانشکده تولید گیاهی- دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان- ایران
4 استاد/دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
5 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی, گرگان, ایران
6 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
doi
10.22069/ejcp.2019.15436.2150چکیده
سابقه و هدف: گندم نقش پر اهمیتی در الگوی غذایی بیشتر مردم جهان و ایران دارد. به طوری که، مصرف گندم در حدود 40 درصد از انرژی و پروتئین مردم ایران را تشکیل میدهد. رفع خلأ عملکرد میتواند نقش پررنگی در افزایش تولید این محصول داشته باشد. اولین گام برای رفع خلأ عملکرد، آگاهی از میزان کمّی خلأ در یک منطقه میباشد. تاکنون خلأ عملکرد گندم آبی برای کل کشور توسط یک پروتکل استاندارد جهانی ارزیابی نشده است. بنابراین هدف از این مطالعه استفاده از پروتکل ارائه شده در پروژه اطلس جهانی خلأ عملکرد (پروتکل گیگا) برای محاسبه خلأ عملکرد گندم آبی برای کل ایران است. مواد و روشها: پروتکل گیگا، روشی را برای تعیین خلأ عملکرد در سطح وسیع پیشنهاد میدهد که برای این منظور، ابتدا بر اساس این پروتکل، محدوده تحت پوشش ایستگاههای هواشناسی تعیین شد. در مرحله بعد، ایستگاههای مهم پوشش دهنده اراضی گندم آبی در ایران شناسایی شد که شامل 29 ایستگاه هواشناسی بود. سپس بر مبنای پروتکل و با استفاده از مدل شبیهسازی گیاهی SSM-iCrop2-wheat، مقدار پتانسیل عملکرد گندم آبی در محدوده هر ایستگاه و سپس در سطح کشور از طریق شبیه سازی برآورد شد. همچنین مقدار عملکرد واقعی نیز با روش پروتکل گیگا در سطح محدوده ایستگاههای هواشناسی و سپس در سطح کل کشور محاسبه شد. در نهایت از اختلاف عملکرد پتانسیل و عملکرد واقعی مقدار خلأ عملکرد برای سطح محدوده ایستگاه و کل سطح کشور به دست آمد. یافتهها: بر اساس نتایج بدست آمده، در ایران برای دوره زمانی 1380 تا 1394 (سال برداشت) مقدار متوسط عملکرد واقعی گندم آبی در حدود 4/3 تن در هکتار، عملکرد پتانسیل 8/8 تن و مقدار خلأ عملکرد 4/5 تن در هکتار (62 درصد) بود. در حال حاضر، با توجه به ارقام گندم آبی موجود و شرایط محیطی حاکم بر کشور، کشاورزان فقط به 38 درصد از عملکرد پتانسیل گندم آبی دست یافتهاند. نتایج حاکی از آن بود که مقدار خلأ عملکرد با نوع اقلیم مناطق تولید گندم آبی در کشور، رابطه معنیداری نداشت و در همه مناطق کشور، مقدار خلأ عملکرد در حدود 62 درصد بود. در صورتی که کشاورزان در ایران با اعمال مدیریت زراعی مناسب در مزارع گندم آبی، بتوانند به 80 درصد از عملکرد پتانسیل دست یابند، عملکرد این محصول به 7 تن در هکتار خواهد رسید. با احتساب وجود 2/2 میلیون هکتار اراضی گندم آبی و در صورت دسترسی به عملکرد قابل حصول، مقدار تولید گندم در اراضی آبی از 5/7 میلیون تن کنونی به 8/19 میلیون تن خواهد رسید. نتیجهگیری: با توجه به اراقام گندم موجود و اقلیم موجود در مناطق تولید گندم آبی در ایران، مقدار قابل توجهی خلأ عملکرد برای گندم آبی در ایران وجود دارد. از آنجایی که محیط و اراقام موجود اجازه دسترسی به عملکرد پتانسیل 8/8 تن در هکتار را میدهند، پایین بودن مقدار عملکرد واقعی گندم آبی در ایران را میتوان به نحوه مدیریت زراعی برای تولید این محصول ارتباط داد. از عوامل کاهنده عملکرد در کشور میتوان به مواردی مانند نحوه آماده سازی بستر کاشت، تاریخ کاشت، مدیریت علفهای هرز، آفات و بیماریها، عناصر غذایی، زمان و مقدار کوددهی، زمان و مقدار آبیاری و ... اشاره کرد که این موارد با مدیریت بهتر، قابل برطرف کردن میباشند. برای رفع خلأ عملکرد لازم است تا در سطح منطقهای عوامل اصلی ایجاد خلأ شناسایی و با اعمال مدیریت مناسب در جهت برطرف کردن این مشکلات اقدام کرد.