مبنا-توفیق گرایی در توجیه صدق قضایای نظری

نویسندگان

1 . دکتری فلسفۀ محض؛ دانشیار گروه معرفت‌شناسی و علوم شناختی، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

doi
10.22034/ksiu.2026.105.89
چکیده

در معرفت‌شناسی اسلامی معمولاً توجیه صدق قضایای بدیهی را با ارجاع به علم حضوری آدمی یا به ذات قضیه و توجیه صدق قضایای نظری قریب به قضایای بدیهی و حتی توجیه صدق قضایای نظری دور از قضایای بدیهی را با ارجاع به قضایای بدیهی می‌دانند. چنین توجیهی بر یک ساختار و شاکله مبتنی است. در باب توجیه صدق قضایای نظری دور از قضایای بدیهی، که گاه بین آنها هزاران فاصله است، دیدگاههای گوناگونی هست. مبناگرایی صدق قضایای نظری دور از قضایای بدیهی را با ارجاع به قضایای بدیهی؛ مبنا- ساخت‌گرایی آنها را با ارجاع به دستگاه مفهومی و اعتبارات ذهنی؛ مبنا- شبکه‌گرایی آنها را با ارجاع به شبکه‌های علمی و انسجام بین آنها، مبنا- انسجام‌گرایی آنها را بر حسب سازگاری و انسجام آنها با سایر گزاره‌ها و مبنا- توفیق‌گرایی آنها را بر حسب توفیق علمی آنها توجیه می‌کنند. نتیجه‌گیری: مبناگرایی بر ارجاع قضایای نظری(دور از قضایای بدیهی) به قضایای بدیهی ناتوان است. مبنا- ساخت‌گرایی، مبنا- شبکه‌گرایی، و مبنا- انسجام‌گرایی نیز دیدگاههایی غیر واقع‌گرایانه‌اند. فقط مبنا- توفیق‌گرایی است که دیدگاه واقع‌گرایانه‌ای است و صدق قضایای نظری را از طریق توفیق علمی آنها توجیه می‌کند.