بررسی و تبیین مقوله صلح در نظریه مدینه المسالمه (شهرصلح) فارابی و نظریه صلح پایدارکانت
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه روابط بینالملل دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.30465/cps.2017.2938چکیده
اندیشمندان و مکاتب گوناگون بر اهمیت صلح و ضرورت تحقق آن بهعنوان اصلی اساسی و ضرورتی بنیادی در حیات انسان، تاکید کردهاند. حکیمان مسلمان چون فارابی در جهان اسلام و فیلسوفان اخلاقگرای غرب معاصر چون کانت و پیروانش این موضوع را بهصورت خاص مورد توجه قرار دادهاند. بنابراین، هدف این پژوهش بررسی و تبیین صلح پایدار در نگرش ابونصر فارابی و کانت به شیوهای مقایسهای است. پرسش اصلی تحقیق این است که با توجه به جهاننگری این دو اندیشمند، کدامیک از دو نظریه صلح کانت و فارابی در تبیین ماهیت صلح و تحقق آن در قالبی پایدار توانایی لازم را دارند؟ یافتههای تحقیق نشان میدهد که در بررسی مقایسهای، اتکای هردو نگرش بر انسان است و هردو بهنحوی نگرش اخلاقی را در باب تحقق صلح مطرح ساخته اند؛ اما فارابی با نگاهی فراگیر و کمالطلبانه و فضیلتگرا، انسان و جامعه و نیازهای او چون صلح و آرامش را موردتوجه قرار میدهد. بهعلاوه مبانی صلح مطرح در فلسفه سیاسی فارابی به دلیل الهی- انسانی و فطری بودن، بهعنوان یکی از سرچشمههای هویت انسانی و امنیت وجودی بشر، بهمراتب قابلیت امکان و تحقق بالاتری در مقایسه با مبانی صلح پایدار موردنظر کانت در عرصه عمل دارد.