تحلیل سیر تحول و تطور فلسفه سیاسی در چشمانداز پارادایمی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده حقوق و علومسیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.30465/cps.2017.2934چکیده
مقاله حاضر کوشیده است تا به این پرسش پاسخ دهد که فلسفهسیاسی از ابتدای شکلگیری تا کنون، چگونه ازحیث مضامین دستخوش تحول و تطور شده است؟ فرضیه این مقاله آن است که تحول در بینش موردپذیرش درباب هستی، معرفت و انسان، سبب تحول و تطور مضمونی فلسفه سیاسی و سرانجام انحلال آن گردیده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که فلسفهسیاسی با گذر از حقیقتمداری، فضیلتگرایی و سعادتگرایی شکلگرفته درچارچوب بینش سلسلهمراتبی کیهان/خدامحور و مبانی معرفتشناسی قیاسی و انسانشناسی نخبهگرای متناظر با آن در پارادایم پیشامدرن، از یکسو بهنوعی تلقی درزمانی و افقی برپایه مفاهیم حق، تاریخ و آزادی در پارادایم مدرن انسانمحور و ازسویدیگر، بنابر عنصرشکاکیت نهفته در عقل مدرن به طیفی از جریانهای انتقادی و یا خواهان احیای فلسفهسیاسی کلاسیک میانجامد و سرانجام فلسفهسیاسی در پارادایم جوهرستیز، خردگریز و انسانستیز پسامدرن به روایت تبدیل میشود. این نوشتار از رویکرد پارادایمی سود جسته و گونهشناسی از فلسفهسیاسی در سه پارادایم پیشامدرن، مدرن و پسامدرن ارائه کرده و درخلالآن، سیر تحول مضامین فلسفهسیاسی را نشاندادهاست.