کمیسازی اثر همزیستی با قارچهای Piriformospora indica و Trichoderma longibrachiatum بر برخی صفات رشدی و فیزیولوژیک کلزا تحت تنش سرب
نویسندگان
1 گروه زراعت، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
2 گروه زراعت، پژوهشکده ژنتیک و زیستفناوری کشاورزی طبرستان، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی، ساری، ایران
3 گروه گیاهپزشکی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی، ساری، ایران
4 گروه علوم خاک، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی، ساری، ایران
doi
10.22069/ejcp.2019.16511.2229چکیده
سابقه و هدف: بهطور متوسط خاکهای کشاورزی در بسیاری از نقاط جهان با عناصر سنگین فلزی آلوده میگردد. در این میان، سرب با طیف گستردهای از اثرات نامطلوب مانند کاهش رشد طولی و زیستتوده ریشه، تسریع پیری برگ، جلوگیری از بیوسنتز کلروفیل و جوانهزنی بذر، دخالت در جذب مواد مغذی و اختلال در فتوسنتز خالص، تنفس و نفوذ پذیری غشای سلولی بر رشد و متابولیسم گیاهان تأثیر میگذارد. بنابراین استفاده از روشی سریع و ایمن برای حذف آلایندهها با حداقل هزینه و تأثیر بر محیط زیست ضروری است. یکی از بهترین روشها گیاهپالایی میباشد که در این بین گیاهان خانواده شببو مانند کلزا (Brassica napus L.) بهدلیل تولید زیستتوده فراوان توانایی ویژهای در پالایش خاکهای آلوده دارند. از سوی دیگر زیستپالایی نیز از جمله روشهایی است که در سالهای اخیر برای حذف آلایندهها مورد توجه قرار گرفته است. استفاده از انواع ریزجانداران مانند جلبکها، قارچها و باکتریها جهت افزایش کارایی این روش اهمیت بسیاری دارد. بنابراین هدف از انجام این پژوهش ارزیابی تأثیر قارچهای پیریفورموسپورا (Piriformospora indica) و تریکودرما(Trichoderma longibrachiatum) بر صفات رشدی و فیزیولوژیک کلزا تحت تنش سرب بود. مواد و روشها: این پژوهش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی و در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل چهار سطح عنصر سنگین سرب از منبع نیترات سرب (صفر، 500، 1000، 1500 میلیگرم در کیلوگرم خاک) و سه تیمار قارچی (شاهد، پیریفورموسپورا و تریکودرما) بود. پس از گذشت 60 روز از کاشت کلزا (رقم هایولا 401) و اتمام دوره رشد رویشی و قبل از گلدهی صفات رویشی و برخی صفات فیزیولوژیک اندازهگیری شدند. برای کمیسازی اثر تنش سرب از تجزیه رگرسیونی و معادله خطی و دو تکهای استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد با افزایش سطح سرب از صفر به 1500 میلیگرم تعداد گره و برگ، قطر ساقه، وزن تر برگ و وزن خشک ساقه (بین 20 تا 58 درصد) بهصورت خطی و دو تکهای کاهش یافتند. همچنین تلقیح قارچهای پیریفورموسپورا و تریکودرما موجب افزایش قطر و وزن خشک ساقه شدند. همچنین مشاهده شد قارچهای مذکور در سطوح مختلف سرب بر صفات رویشی اثر مثبتی داشتند بهطوریکه کاهش ارتفاع بوته، سطح برگ، وزن تر ساقه و اندام هوایی و وزن خشک برگ و اندام هوایی در سطح 1500 میلیگرم سرب نسبت به سطح صفر از 27، 74، 68، 65، 69 و 70 درصد در شاهد به 12، 44، 35، 36، 52 و 52 درصد در همزیستی با پیریفورموسپورا و 31، 48، 58، 53، 52 و 53 درصد پس از بکارگیری تریکودرما رسید. همچنین میزان نشت الکترولیت تا سطح 500 میلیگرم با شیب 0/000084 و سپس با شیب 0/0018 روند افزایشی را نشان داد. در مقایسه تلقیح گیاه با پیریفورموسپورا و تریکودرما نشت الکترولیت را تنها حدود دو درصد کاهش داد. بهعلاوه اثر متقابل سرب و قارچ بر سبزینگی برگ، کلروفیل a+b، محتوای نسبی آب برگ و پرولین معنیدار بود و کاهش سبزینگی برگ و کلروفیل a+b در سطح 1500 میلیگرم نسبت به شاهد بهترتیب از حدود 18 و 35 درصد در عدم تلقیح به حدود 7 و 27 درصد در پیریفورموسپورا و 13 و 5 درصد در تریکودرما کاهش یافت. بر اساس نتایج همبستگی بین صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک، بیشترین همبستگی مربوط به سطح برگ و محتوای نسبی آب برگ بهمیزان 0/80 بود. نتیجهگیری: در مجموع، نتایج بیانگر حساسیت بیشتر صفات رویشی نسبت به سمیت سرب بود. در میان این صفات نیز بیشترین حساسیت در وزن خشک ساقه و اندام هوایی مشاهده شد. تلقیح کلزا با قارچهای پیریفورموسپورا و تریکودرما در برخی صفات موجب کاهش این حساسیت گردید. با توجه به این نتایج به نظر میرسد این قارچها میتوانند تا حدودی اثر سمیت سرب را در گیاه کاهش دهند و موجب افزایش تحمل آن به تنش سرب شوند.