درآمدی انتقادی بر نظریه امتناع تفکر در فرهنگ دینی

نویسندگان

1 دکترای علوم سیاسی و عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی

2 دکترای علوم سیاسی و عضو هیئت‌علمی دانشگاه پیام‌نور

doi
10.30465/cps.2017.2936
چکیده

مشغلۀ ذهنی عمدۀ آرامش دوستدار اثبات عقیم بودن فرهنگ دینی است و اینکه دین ـ هرچه که باشد ـ نه‌تنها نمی‌تواند مولد اندیشه و تفکر باشد، بلکه آن را در نطفه می‌کشد. این متفکر چنان‌که خود می‌گوید در تلاش است در دوره‌ها و پدیده‌های مهمی از ایران باستان و ایران اسلامی بنگرد و با تحلیل کاویده‌ها و نگریسته‌ها، فرهنگمان را چنان به ما بشناساند که تاکنون برایمان ناشناخته مانده است. بر این اساس او بر این باور است نخستین و تنها مشکل جدی در خودشناسی فرهنگی ما، مقاومت درونیِ جامعۀ ما در برابر شناختِ خود است که این مقاومت، خود یکی از عوارض فرهنگ دینی است. این نوشتار، ضمن ارائۀ گزارشی از آراء آرامش دوستدار، تلاش می‌کند این دیدگاه را با سنجۀ واقعیات تاریخی و اجتماعی، عیارسنجی کند. از این رو جنبۀ «نقضی» در این نقد برجسته است و بیشتر به شواهدی پرداخته‌شده است که نظریۀ امتناع تفکر در فرهنگ دینی را نقض می‌کند.