جایگاه ابزارهای نوین در علم قاضی در امور کیفری با رویکردی به فقه جزا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد یادگار امام خمینی (ره)، شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه فقه و حقوق اسلامی، واحد یادگار امام خمینی (ره)، شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسؤول)
3 استادیار، گروه فقه و حقوق اسلامی، واحد یادگار امام خمینی (ره)، شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jccj.2024.363948.1104چکیده
یکی از ادله اثبات دعوای کیفری علم قاضی است. در امور کیفری دلایل از قبل آماده نمیباشند و بعد از واقعه مجرمانه ادله جمعآوری میشود که این ویژگی سبب شده نقش قاضی در امور کیفری، مهم و تأثیرگذار باشد. علم قاضی وابسته به ابزارهای مختلفی، ازجمله ابزارهای نوین است. در این مقاله تلاش شده به بررسی آن از منظر فقه و حقوق کیفری پرداخته شود. مقاله حاضر توصیفی ـ تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد که هم از نظر فقهی و هم از نظر حقوقی، ابزارهای نوین از قبیل نظریه پزشک قانونی، دادههای آزمایشگاهی و دلایل الکترونیک در قالب نظریه کارشناسی بهعنوان اماره قضایی نقش مهمی در علم قاضی دارد. ابزارهای نوین وسیله علمآور مناسبی برای قاضی است و با کمک ابزارهای نوین، قاضی میتواند به نتایج مهمی دست یابد و سبب علم قاضی شود و یا دستکم ظنی معقول و متعارف را ایجاد کند و قناعت وجدانی قاضی را فراهم نماید. باتوجه به پویایی فقه اسلام، در مواردی همانند امارات قضایی که در ادله اثبات دعوی طریقت دارد، میتوان از یافتههای متقن هر عصری به تناسب موضوع و حکم استفاده کرد که ازجمله این یافتهها ابزارهای نوین است. در هنگام بروز تعارض ابزارهای نوین با امارات قانونی و یا سایر ادله اقناعی، این ابزارهای نوین است که بهدلیل کاشفیت بیشتر بر امارات قانونی و بهدلیل اطمینانآوربودن بر سایر ادله اقناعی مقدم میگردد.