بررسی اثر زیست‌محیطی برخی گیاهان توصیه‌شده برای قرار‌گیری در تناوب زراعی با عدس (Lens culinaris) به‌منظور انتخاب سازگارترین گیاه

نویسندگان

1 گروه علمی کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 گروه علمی کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22067/ijpr.2025.95720.1119
چکیده

انتخاب گیاهان در تناوب زراعی با عدس (Lens culinaris)، تاکنون عمدتاً براساس معیارهای زراعی به‌ویژه عملکرد صورت گرفته و اثرات زیست‌محیطی متفاوت این گیاهان به‌عنوان یک معیار کلیدی در طراحی تناوب نادیده مانده است. این پژوهش به مقایسه آثار زیست‌محیطی شش گزینه تناوبی با عدس شامل چاودار (Secale cereal)، جو (Hordeum vulgare)، کلزا (Brassica napus)، سیب‌زمینی (Solanum tuberosum)، ذرت (Zea mays) و گندم (Titicum aestivum) پرداخت تا پایدارترین گزینه از منظر زیست­محیطی معرفی گردد. اثر شش گیاه معرفی‌شده بر طبقات سلامت انسان، بوم‌نظام‌­ها و منابع محیطی با استفاده از تکنیک ارزیابی چرخه حیات و کاربرد نرم­افزار سیماپرو (Vr 9.5) مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته­ها نشان داد که بیشترین خسارت زیست­محیطی (از نظر هر سه طبقه سلامت انسان، منابع محیطی و بوم‌نظام‌­ها) از طرف چاودار و جو ایجاد شد. اگرچه مقادیر عددی منفی در شاخص‌ بوم‌نظام‌‌های خشکی-مصرف آب، نشان‌دهنده عملکرد مطلوب چاودار در کاهش فشار بر مصرف آب بود، امّا در نهایت و با ادغام تمامی شاخص‌ها، این گیاه در مقایسه با سایر گزینه‌ها، بیشترین مجموع آسیب زیست‌محیطی را به همراه داشت. کمترین خسارت زیست­محیطی از نظر سلامت انسان به سیب­مینی و کلزا اختصاص داشت، به‌طوری‌که اثر چاودار بر سلامت انسان به‌ترتیب 48 و 65 درصد بیشتر از سیب­زمینی و کلزا به دست آمد. تمامی گیاهان مورد بررسی، بیشترین اثر زیست­محیطی را بر سلامت انسان داشتند. اثر همه گیاهان بررسی‌شده بر مصرف منابع محیطی، ناچیز بود. به‌طور‌کلی، با در نظر گرفتن هر سه طبقه خسارت (سلامت انسان، بوم‌نظام‌­ها و منابع محیطی) چاودار و جو نامناسب­ترین گیاه برای قرارگیری در تناوب زراعی با عدس هستند و کمترین خسارت زیست­محیطی به کلزا و سپس سیب­مینی اختصاص داشت. بر این اساس، می­توان گیاهان زراعی کلزا و سیب­زمینی را برای قرارگیری در تناوب زراعی با عدس پیشنهاد نمود تا در راستای نیل به کشاورزی پایدار، علاوه‌بر تولید مطلوب عدس، سلامت زیست­محیطی نیز حفظ شود.