نقش زمان کاربرد و غلظت تریبنورونمتیل در شکلدهی پاسخهای بذری: رمزگشایی سازوکارهای مقاومت و حساسیت در خردل وحشی (Sinapis arvensis L.)از طریق شاخصهای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم علفهایهرز، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 اردبیل- شهرستان پارس آباد، کیلومتر ۱۲ جاده اصلاندوز- مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی، بخش گیاهپزشکی، رسول فخاری
3 دانشجوی دکتری علوم علفهایهرز، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
4 استاد، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
5 استاد، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22124/jms.2025.9384چکیده
به منظور ارزیابی بیوتیپهای حساس و مقاوم خردل وحشی به علفکش تریبنورونمتیل آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در آزمایشگاه دانشگاه محقق اردبیلی و در سال 1402 انجام شد. عامل اول بیوتیپ خردل وحشی در 2 سطح (مقاوم و حساس)، عامل دوم زمان اعمال علفکش در ۲ سطح (مرحله ترکخوردگی پوسته بذر و جوانهزنی بذر)، و عامل سوم غلظتهای علفکش تریبنورونمتیل (0، 5، 10، 15، 20، 25 و 30 گرم در هکتار) بودند. نتایج نشان داد که برهمکنش سهگانه عاملها بر شاخصهای کلروفیل a و b، مالوندیآلدهید، پروتئین و رشد گیاهچه معنیدار بود. در بیوتیپ مقاوم، کاربرد علفکش در مرحله ترکخوردگی پوسته بذر با غلظت 15 گرم در هکتار موجب افزایش 185 درصدی کلروفیل a و پروتئین نسبت به شاهد شد، درحالیکه در مرحله جوانهزنی، غلظت 30 گرم در هکتار کاهش 53 درصدی این شاخصها را نشان داد. سطح مالون دیآلدهید در بیوتیپ مقاوم در مرحله جوانهزنی بدون علفکش به طور غیرمنتظرهای افزایش یافت که احتمالاً نشانگر فعالسازی مکانیسمهای دفاعی است. در مقابل، بیوتیپ حساس در غلظتهای بالا (20-30 گرم در هکتار) افزایش 153 درصدی کلروفیل و پروتئین را نشان داد که احتمالاً ناشی از پاسخ تنشی ناموفق باشد. جالب این که بیوتیپ مقاوم در غیاب علفکش نیز رشد ریشهچه بهتری نسبت به بیوتیپ حساس داشت که نشاندهنده عدم هزینه شایستگی برای مقاومت است. این یافتهها نشان داد که مقاومت به علفکش در خردل وحشی میتواند با مکانیسمهای جبرانی مؤثر همراه باشد و حتی در غیاب علفکش نیز مزیت رقابتی ایجاد کند. بنابراین، مدیریت تلفیقی مبتنی بر تناوب علفکشها با مکانیسمهای عمل متفاوت و استفاده از غلظتهای بهینه بر اساس مرحله رشد گیاه، برای جلوگیری از گسترش جمعیتهای مقاوم ضروری است. این مطالعه بینش جدیدی در مورد سازوکارهای مولکولی مقاومت و پیامدهای اکولوژیک آن ارائه میدهد که میتواند در طراحی راهکارهای کنترل پایدار علفهای هرز مؤثر باشد.