سیاست کوچ اجباری ساکنان غزه از سوی اسرائیل از منظر فقه و حقوق کیفری بینالمللی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی، گروه حقوق، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22034/jccj.2024.424892.1425چکیده
بهدنبال حمله الاقصی، اسرائیل با اتخاذ سیاست کوچ اجباری ساکنان غزه، این منطقه را تحت شدیدترین حملات هوایی قرار داده و به طرق مختلف به آنها هشدار داده است که غزه را به سمت جنوب ترک و تخلیه نمایند. این سیاست اسرائیل دستمایه نگارش مقاله حاضر شده، با این هدف که سیاست کوچ اجباری ساکنان غزه از سوی اسرائیل از منظر فقه و حقوق کیفری بینالمللی بررسی شود. مقاله حاضر توصیفی ـ تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی موضوع مورد اشاره پراخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد که از منظر فقهی، سیاست کوچ اجباری نامشروع است. در حقوق بینالملل امروزی نیز به استناد ماده 7 اساسنامه دیوان بینالملل کیفری، نفی بلد و کوچ اجباری جنایت بینالمللی و در زمره جنایات علیه بشریت قرار دارد و دیوانهای بینالمللی کیفری ویژه از آن بهعنوان پاکسازی قومی نام بردهاند و ارتکاب آن از عناصر مادی جرم نسلزدایی قلمداد میشود. درواقع، کوچ اجباری فلسطینیها و ساکنان غزه درصورتی که انتقال جمعیت با توسل به زور یا تهدید به توسل به زور انجام گیرد، غیرارادی و بدون رضایت و آگاهی جمعیت آسیبدیده باشد، انتقال جمعیت بهصورت عمدی و آگاهانه صورت پذیرد، طی یک برنامه منظم و سیاستی از پیشتعیینشده انجام گیرد، نسبت به گروهها و جمعیتهای مشخصشده انجام گیرد و انتقال غیرقانونی باشد، مصداق جنایت جنگی است. تمام موارد اشارهشده درخصوص سیاست کوچ اجباری فلسطینیها از سوی اسرائیل و ازجمله سیاست اخیر در قبال ساکنان غزه مصداق دارد.