ارائه مدل گردشگری سلامت با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری(ISM) (مورد مطالعه شهر مشهد)
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی،واحد تهران مرکزی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران ،ایران
2 دانشیار گروه مدیریت ، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی ، اسلامشهر ، ایران
3 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی، دانشکده پردیس بین الملل، واحد قشم ، دانشگاه آزاد اسلامی ، قشم ، ایران
4 استاد یار گروه مدیریت بازرگانی، واحد قشم ، دانشگاه آزاد اسلامی ، قشم ، ایران
doi
چکیده
بازار گردشگری سلامت بهعنوان یکی از صنایع درآمدزا و رقابتی در دنیا مطرح میباشد و یکی از حوزههای نوین گردشگری پیشرفته است. در سطح کلان، دولتها علاقمند به بهرهمندی از مزایای اقتصادی ناشی از این صنعت هستند و رقابت فزایندهای میان کشورهای مختلف به ویژه کشورهای در حال توسعه آسیایی برای جلب گردشگران سلامت آغاز شده است. گردشگری سلامت در کشورهای درحال توسعه نیز رونق بیشتری یافته است. جهانی شدن و آزادسازی تجارت نیز در حوزه خدمات سلامت بستر رشد سریع این نوع گردشگری را فراهم آورده است. بنابراین در کشورهای در حال توسعه طراحی و ارائه مدلی در این زمینه اجتناب ناپذیر است .هدف اصلی در این پژوهش، طراحی مدل در حوزه گردشگری سلامت در شهر مشهد میباشد؛ در ابتدا به توصیف نتایج حاصل از بخش کیفی (دموگرافی پانل دلفی و یافتههای مراحل مختلف تکنیک دلفی، روش تاپسیس فازی و مدلسازی ساختاری تفسیری) و سپس بخش کمّی پرداخته شده است. با توجه به نظرات گروه خبرگان برای عوامل حوزه توریسم سلامت، سیزده عامل شناسایی شدند که بیشترین اولویت را دارا میباشند. در واقع عوامل با توجه به شاخص شباهت رتبهبندی شدند. عاملی که بیشترین شاخص شباهت را دارد، رتبه یک دریافت کرده است. عوامل انتخابی عواملی هستند که شاخص شباهت آنها بیشتر از 80/0 میباشد. پس از شناسایی روابط سلسله مراتبی عوامل توسط مدلسازی ساختاری تفسیری، رتبهبندی فوق تغییر کرده و به مدل کیفی تحقیق رسیدیم و پس از تعیین روابط و سطح عوامل آنها، شکل مدل ترسیم گردید. سپس مدل حوزه توریسم سلامت با استفاده از تحلیل مسیر مورد ارزیابی قرار گرفت، در پایان شاخصهای برازش مدل تحلیل مسیر بررسی گردید. شاخصهای برازش در محدودهی مطلوب قرار گرفت که نشاندهندهی حمایت بیشتر و قوی دادهها از مدل تدوین شده هستند. نتیجه آنکه مناسبت مدل تحلیل مسیر در برازش به دادههای جمعآوری شده مورد تأیید قرار گرفت. سپس با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری ارتباط بین سیزده عامل مذکور پیدا و مدل در قالب شش سطح ترسیم گردید.