نقش بزه‌دیده در زنای همراه با اغوا و فریب از منظر فقه و حقوق در پرتو بزه‌دیده‌شناسی علمی

نویسندگان

1 دانشیار مدعو گروه حقوق، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

2 استادیار مدعو گروه حقوق، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

3 استادیار گروه حقوق، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

4 دانشجوی دکتری جزا و جرم شناسی، گروه حقوق، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران

doi
10.22034/jccj.2023.394777.1252
چکیده

نقش بزه‌دیده در ارتکاب جرائم از موضوعات مهمی است که تحت عنوان بزه‌دیده‌شناسی علمی مورد بحث و بررسی است. در این مقاله تلاش شده به بررسی این سؤال پرداخته شود که از منظر فقه و حقوق و در پرتو بزه‌دیده‌شناسی علمی، نقش بزه‌دیده در زنای همراه با اغوا و فریب چگونه قابل‌تحلیل است؟ مقاله حاضر توصیفی ـ تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته‌ شده است. یافته‌ها بر این امر دلالت دارد که جایگاه بزه‌دیده‌شناسی علمی در فقه و حقوق کیفری ایران بسیار محدود است و در جرائم حدی، برای بزه‌دیده نمی‌توان نقشی قائل شد. درخصوص نقش بزه‌دیده در زنای همراه با اغوا و فریب نیز بحث اغوا و فریب اساساً چنانچه در تحقق رضایت تأثیرگذار باشد، مورد توجه است و به‌عنوان عامل مستقلی مورد بحث نیست. درواقع برای بررسی نقش بزه‌دیده در زنای همراه با اغوا و فریب باید بر عنصر رضایت متمرکز شد. چنانچه رابطه جنسی بدون رضایت صورت گرفته باشد، زنای به عنف محسوب شده و مرتکب محکوم‌به اعدام است و زن بزه‌دیده مسؤولیت کیفری ندارد. اثبات زنای به عنف در شرایطی که زنا همراه با اغوا و فریب صورت گرفته باشد، برعهده بزه‌دیده بوده و به‌سادگی امکان‌پذیر نیست، زیرا مجازات آن برای مرتکب بسیار سنگین است، خصوصاً که ممکن است آشنایی قبلی وجود داشته و نشانه‌هایی از رضایت نیز در اغوا و فریب وجود داشته باشد. رابطه جنسی در شرایطی که بدون اجبار باشد، زنا محسوب شده و در این‌گونه جرائم درواقع بزه‌دیده‌ای وجود ندارد و بزه‌دیده خود نیز بزه‌کار می‌باشد.