تحلیل انتقادی رهیافت‌ها درباره نسبت علوم انسانی و الهیات در سپهر معرفت دینی و مدرن

نویسندگان

1 پژوهشگر پسادکتری الهیات، علوم قرآن و حدیث؛ دانشگاه پیام نور، استاد مدعودانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر. ایران.

doi
10.22034/ksiu.2026.105.143
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی چیستی و چگونگی پیوند میان علوم انسانی و الهیات سامان یافت و ‌کوشید ضمن تحلیل انتقادی رهیافتهای موجود نشان دهد که امکان یا امتناع تعامل میان این دو حوزه به نحوۀ تعریف مفاهیم بنیادین، مبانی معرفت‌شناختی، روش‌شناسی و هدفمندی هر یک وابسته است. روش: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شد. علوم انسانی دانشی است که در بستر تحولات فکری عصر مدرن و با تغییر نگرش به هستی و انسان پدید آمد و به مطالعۀ چندوجهی دربارۀ انسان، افعال، تجربه‌ها و ساختارهای زیست‌جهانی او ‌پرداخت. این دانش، بسته به روی‌آوری کمّی یا کیفی از حیث موضوع، روش و هدف، می‌توانست همراستا یا متمایز از علوم طبیعی قرار گیرد؛ چنان‌که با سنخ کیفی و رویکرد تفسیری، تاریخی یا انتقادی، رفتار انسانی را در بافت اجتماعی و فرهنگی بررسی ‌کرد. در نقطۀ مقابل، الهیات دانشی است که بنیاد آن بر پذیرش مفروضات دینی و ایمان‌ورزانه استوار است و در دو قلمرو درون‌دینی(همچون کلام) و برون‌دینی(همچون فلسفۀ دین) سامان ‌یافت و به تفسیر، تبیین، موجّه‌سازی و دفاع از گزاره‌های دینی ‌پرداخت. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که امکان تعامل میان علوم انسانی و الهیات، زمانی فراهم می‌‌شود که مفاهیم بنیادین و مبانی معرفت‌شناختی هر دو حوزه از یکدیگر تفکیک مفهومی یابند و سطح روش‌شناختی و زبانی علوم انسانی از چارچوب درون‌دینی الهیات متمایز شود. این تفکیک، امکان فهم دقیق‌تر از گستره و حدود هر حوزه را فراهم کرد. نتیجه‌گیری: نتیجۀ پژوهش بیان کرد که تحقق گفتگوی معنادار میان علوم انسانی و الهیات در گرو بازخوانی مفهومی و بازتعریف ساحتهای معرفتی، هستی‌شناختی و زبانی این دو حوزه است؛ به‌گونه‌ای که بتوان از تقابل سنّتی میان علوم انسانی مدرن و ایمان دینی عبور کرد و امکان برقراری تعامل پایدار و ثمربخش میان این دو قلمرو معرفتی فراهم شود.