ارائه مدل آسیب‌شناختی اختلال وسواس جبری براساس کمال‌گرایی ناسازگار و حساسیت به تهدید در جمعیت غیربالینی: نقش میانجی‌گری عدم تحمل بلاتکلیفی

نویسندگان

1 استادیار گروه روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران

2 دانشجوی دکتری تخصصی روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران

3 استادیار گروه روان‌شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22059/japr.2019.284499.643309
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی عدم تحمل بلاتکلیفی، بین کمال‌گرایی ناسازگار و حساسیت به تهدید با اختلال وسواس جبری با استفاده از روش معادلات ساختاری (SEM) بود. طرح تحقیق از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل 586 نفر (309 دختر و 277 پسر) از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، دانشگاه تبریز و دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در ایران بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه وسواس جبری (نسخه تجدیدنظر شده) (OCI)) و مقیاس‌های کمال‌گرایی چندبُعدی فراست (FMPS)، بازداری و فعال‌سازی رفتاری (BIS/BAS) و تحمل‌نکردن بلاتکلیفی (IUS) جمع‌آوری شد. مدل پیشنهادی با استفاده از SEM تأیید شد (32/2=χ2/df، 05/0=RMSEA، 95/0=CFI، 94/0=GFI، 92/0=AGFI) و نشان داد کمال‌گرایی ناسازگار و حساسیت به تهدید، به ترتیب با ضرایب استاندارد 32/0 و 38/0 با میانجی‌گری عدم تحمل بلاتکلیفی بر OCD در سطح معناداری 05/0P< اثر می‌گذارد. یافته‌ها یک چارچوب مقتضی از آسیب‌شناسی روانی را ارائه داد که در آن کمال‌گرایی ناسازگار بالا و حساسیت به تهدید بالا از طریق عدم تحمل بلاتکلیفی موجب OCD می‌شود. این یافته‌ها می‌تواند در توسعه آسیب‌شناسی و کارآمدی مداخلات درمانی OCD مفید واقع شود.