خوانش دانشجویی از آموزش معارف اسلامی در دانشگاه شیراز: یک مطالعۀ کیفی
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 دانشیار گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22034/ksiu.2026.105.113چکیده
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی چگونگی خوانش دانشجویان از آموزش دروس معارف اسلامی در دانشگاه شیراز بود. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضامین براون و کلارک انجام شد. مشارکتکنندگان پژوهش، 16 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه شیراز بودند و نمونهگیری در این پژوهش از نوع هدفمند بود؛ زیرا هدف، انتخاب افرادی بود که تجربۀ مستقیم و غنی از دروس معارف اسلامی داشتند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و تحلیل شد که پیامد آن استخراج 48 کد اولیه، 12 زیرمضمون و پنج مضمون اصلی شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که دانشجویان تجربۀ خود را از دروس معارف بهصورت دوگانه تفسیر کردند: برخی دروس معارف را فضایی برای تأمل معنوی و تقویت هویت فرهنگی دانستند؛ در حالی که برخی دیگر این دروس را اجباری و غیرمرتبط تلقی کردند. عوامل موفقیت دروس معارف، شامل تعامل فعال استادان، محتوای مرتبط با مسائل دانشجویان و روشهای ارزشیابی بود؛ در مقابل، فقدان گفتگوی آزاد، محتوای غیر منعطف و محدودیتهای ساختاری، بهعنوان موانع شناسایی شدند. علاوه بر این، یافتهها نشان داد که دانشجویان انتظار محتوای کاربردی و متنوع و مرتبط با مسائل معاصر داشتند. همچنین از نظر دانشجویان، عوامل زمینهای تأثیرگذار بر آموزش معارف اسلامی شامل رسانههای دیجیتال و تعاملات اجتماعی و فرهنگی بودند. نتیجهگیری: یافتهها بر نیاز به بازنگری در محتوا، روشهای تدریس و ساختار آموزشی برای هماهنگی با نیازهای نسل جدید تأکید دارند. پیشنهادها شامل بهروزرسانی محتوا، تقویت تعامل استاد- دانشجو و کاهش موانع ساختاری است.