ثربخشی مداخله حرکتی، ریتمیک و ملودیک عصب شناختی بر کنش‌های اجرایی دختران دچار اسکلروزیس چندگانه (MS)

نویسندگان

1 استاد دانشکده توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران

2 استاد گروه روان شناسی و آموزش کودکان استثنائی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری روان شناسی و آموزش کودکان استثنائی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

4 دانشیار گروه روان شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر، تهران، ایران

doi
10.22059/japr.2019.69807
چکیده

هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی مداخله حرکتی، ریتمیک و ملودیک عصب‌شناختی بر کنش اجرایی دختران دچار اختلال اسکلروزیس چندگانه (MS) بود. بدین‌منظور، تعداد 20 نفر (سنین 20 تا 30 سال) از زنان مراجعه‌کننده به انجمن MS با اختلال MS از نوع عود- بهبودی و دارابودن شاخص گسترده ناتوانی جسمی پایین (3EDSS<) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه تجربی و گواه جایگزین شدند. گروه تجربی 30 جلسه دو بار در هفته آموزش گروهی موسیقیایی کنش‌های اجرایی (NEFT) مایکل تات (2005) را با همکاری یک متخصص موسیقی دریافت کردند و سپس داده‌ها با استفاده از آزمون مرتب‌کردن کارت‌های ویسکانسین (WCST) رایانه‌ای در پیش‌آزمون و پس‌آزمون گردآوری شد. همچنین از مقیاس شاخص گسترده ناتوانی (EDSS) برای سنجش ناتوانمندی جسمانی و برنامه مداخله حرکتی، ریتمیک و ملودیک عصب‌شناختی (NMRMI) شرکت‌کنندگان دچار MS استفاده شد. نتایج آماری مانکوا (MONCOVA)، حاکی از پیشرفت معنادار در زیر مؤلفه‌های طبقه‌بندی و کاهش خطای برجاماندگی در گروه تجربی نسبت به گروه گواه بود. همچنین نتایچ نشان‌دهنده، اندازه اثر کم تا متوسط مداخله موسیقیایی، براساس مقیاس کوهن بود. به‌نظر می‌رسد مداخله حرکتی، ریتمیک و ملودیک عصب‌شناختی بر افزایش مهارت‌های کنش‌های اجرایی دختران دچار MS تأثیر گذاشته است. همچنین مداخله موسیقیایی در توانمندسازی این افراد در فعالیت‌های روزمره ازجمله سازماندهی، حل‌مسئله و تصمیم‌گیری مؤثر بوده و می‌تواند در موقعیت‌های بالینی کاربرد داشته باشد.