کانونهای تصمیمگیری در قانون اساسی جدید افغانستان؛ نسبتسنجی نحوه اعمال قدرت براساس همکاری قوا
نویسندگان
1 مربی گروه علوم سیاسی دانشگاه بیرجند
2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بیرجند
doi
چکیده
چکیده پس از اشغال افغانستان توسط نیروهای ناتو به رهبری امریکا در سال 2001 م، تغییرات اساسی در اینکشور به وقوع پیوست که ازجمله آنها، ایجاد تغییر در قانون اساسی و شکلگیری قانون اساسی جدید بود که بر اساسآن، نظامسیاسی جدیدی با محتوای اسلامی و رویههای دموکراتیک شکلگرفت. سوال نوشتار حاضر آن استکه قانون اساسی جدید افغانستان برای کدام مرجع تصمیمگیری، اقتدار قانونی بیشتری درنظر گرفته است؟ به نظر میرسدکه در این قانون اساسیکه از نهادهای تصمیمگیری مهمی مانند ریاست جمهوری، حکومت، شورای ملیِ متشکل از ولسی جرگه و مشرانوجرگه، لویه جرگه، قوه قضائیه و سیستم اداری تشکیل شده است؛ ضمن همکاری و تعاملی که میان قوای تصمیمگیرنده برای گردش مناسبتر امور اجرایی و اجرای قانون اساسی وجود دارد، در قالب سیستم همکاری قوا، قوای تقنینی و قضایی نیز در بسیاری از مواقع از قدرت کنترلی مناسبی درقیاس با قوه مجریه برخوردارند اما با این وجود، رئیسجمهور بهعنوان رئیس قوهمجریه، ضمن برخورداری از اختیارات قانونیگستردهتر نسبت به سایر قوا، اقتدار نهایی را رقم میزند. نوشته پیشرو برآن است تا با اتکا به روش توصیفی و تحلیلی و بهرهگیری از رویکرد نظری مستخرج از ساختار نظام پارلمانی و ریاستی، محوریت نقش رئیسجمهور را در تصمیمگیریهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور افغانستان تجزیه وتحلیل کند.