مبانی فقهی میانجیگری کیفری
نویسندگان
1 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jccj.2023.396846.1263چکیده
حلوفصل غیر قضایی یا به عبارتی میانجیگری بین اصحاب دعوی (در دعاوی حقوقی و دعاوی کیفری واجد جنبه حقالناسی) و حلوفصل (میانجیگری) بین قاضی و مجرم- یا شفاعت (در امور کیفری حقاللهی) دو راه حل غیر قضایی برای فصل دعاوی و پاسخ به نقض هنجارهای حقوقی است که برخاسته از تعریف انسان در اسلام و دیدگاههای عقیدتی آن، در منابع و آثار فقهی مطرح بوده است در این روش از حل اختلاف، طرفین دعوی فارغ از محدودیتهای کتاب قانون و دادرسی رسمی به کمک شخص ثالث به دنبال رسیدن به توافق مشترک هستند. بهدنبال قانونمند شدن میانجیگری کیفری در ایران، تبیین مختصات آن در حقوق موضوعه و تعیین گستره و قلمرو آن در پاسخدهی به انواع جرایم (حدود، تعزیرات، قصاص و دیات) از اهمیت زیادی برخوردار است. باید دید که آیا قانونگذار ایرانی با تبیین کارآمد قلمرو میانجیگری توانسته است امکان استفاده حداکثری از این فرایند را فراهم سازد لذا تراکم کار در دادگاههای و تبعات ناشی از آن و مزایایی که حلوفصل اختلافات در خارج از دادگاهها برای دولتها و بهویژه طرفین اختلاف در بردارد سبب رونق بیش از پیش داوری و ایجاد و بهکارگیری شیوههای جدید حل اختلاف گردیده است پژوهش حاضر به بررسی راهکارهای مبانی فقهی حلوفصل غیر قضایی به ویژه میانجیگری در دعاوی کیفری را بهعنوان شیوهای شناخته شده و پرکاربرد تحلیل و نقاط ضعف آن را با ارائه توجیهات یا مبانی منطقی پوشش داده است.