تأملی در سازگاری نظریه معنا در رنج ویکتور فرانکل با مسأله شرور و نسبت آن با سعادت انسان در دستگاه فلسفی ابن‌سینا

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی مشهد

2 دانشگاه علوم پزشکی بابل

doi
چکیده

این پژوهش نسبت رنج، آزادی و سعادت را در فلسفۀ ابن‌سینا و معنا درمانی اگزیستانسیال فرانکل بررسی می‌کند و مسئلۀ اصلی، امکان صورت‌بندی هستی شناختی برای معنا در رنج است. در تحلیل فلسفۀ ابن‌سینا، شر به فقدان کمال مقتضای ماهیت در ممکنات تبیین، و رنج ادراک این فقدان در نفس معرفی شد و با استدلال جسمانیت قوۀ خیال، در حرکت استکمالی نفس از قوه به فعل تحلیل گردید. سپس بر پایۀ نظریۀ ارادۀ معطوف به معنای فرانکل، رنج موقعیتی وجودی با امکان انتخاب نگرش و مسئولیت لحاظ شد. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد امکان معنا در رنج، بر ساختار امکان و جهتمندی ذاتی نفس به‌سوی سعادت استوار است؛ بدین معنا که ادراک کاستی، در صورت همراهی با انتخاب آگاهانه، می‌تواند در مسیر استکمال نفس و تحقق سعادت قرار گیرد. بنابراین، تعبیر فرانکل از معنا در رنج همواره ظرفیت هستی شناختی دارد که بر امکانات نهفتۀ دستگاه فلسفی ابن‌سینا تکیه می‌زند.