تفکیک افسردگی مزمن از غیرمزمن براساس دو سازه بیشکنترلگری و پیوند اجتماعی
نویسندگان
1 استاد گروه روانشناسی بالینی دانشگاه شاهد
2 دانشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
3 استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه تربیت مدرس تهران ، ایران
4 دکترای روانشناسی بالینی از دانشگاه شاهد، استادیار گروه روانشناسی دانشگاه بجنورد
doi
10.22059/japr.2019.72616چکیده
هدف مطالعه حاضر، بررسی توان این دو سازه در تفکیک افسردگی مزمن از غیرمزمن بود. نمونه مطالعه 20 نفر (15 زن، 5 مرد) بیمار افسرده مزمن، 16 نفر (14 زن، 2 مرد) بیمار افسرده غیرمزمن و 17 نفر (14 زن، 3 مرد) فرد سالم (53n=) بود که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها با استفاده از آزمونMANOVA تحلیل شدند. یافتهها نشان دادند که سازههای بیشکنترلگری و پیوند اجتماعی توانستند افراد مبتلا به افسردگی مزمن، افراد مبتلا به افسردگی غیرمزمن و افراد سالم را از یکدیگر تفکیک کنند؛ با اینحال، در بررسی هریک از متغیرها بهصورت جداگانه، دوسوگرایی در ابراز هیجان موفق به تفکیک بیماران افسرده مزمن از بیماران افسرده غیرمزمن نشد و نیاز شخصی به ساختار نیز نتوانست هیچیک از سه گروه یادشده را از یکدیگر تفکیک کند. تلویحات مربوط به یافتهها، مورد بحث قرار گرفته است. همچنین بررسیها نشان میدهد، جنبههای آسیبشناختی خاصی که افسردگی مزمن را از افسردگی غیرمزمن جدا میکند، تاحدود بسیاری ناشناخته باقی مانده است. لینچ در نظریه آسیبشناسی خود، دو سازه بیشکنترلگری و پیوند اجتماعی را معرفی کرده است. وی معتقد است، علاوه بر تبیین افسردگی، مزمن و مقاوم به درمانشدن آن را نیز تبیین میکنند.