علیه دوحملگرایی در سنت ماینونگی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی زاهدان
2 دانشگاه علوم پزشکی قم
doi
10.58209/jpt.2.3.249چکیده
مسالهای که در این مقاله پیگیری میکنیم آن است که آیا دوحملگرایی ماینونگی موجه است؛ و فرضیه ما آن است که موجه نیست. بهرغم اینکه نظامهای منطقیِ دوحملگرا ویژگیهای صوری و معناشناختیِ اساساً متمایزی به حمل متداول و حمل ماینونگی (یا رمزانشی یا درونی) نسبت میدهند، خود دوحملگراییِ ماینونگی خلاف شهود است. نشان میدهیم که وجوه اختلاف ادعاییِ این دوگونه حمل، فارغ از طبیعت این حملها هستند. اینکه گزارههای رمزانشی (یعنی آنها که حاوی حمل رمزانشی هستند) صرفاً در قالب نسبتهای یکموضعی صورتبندی میشوند، اینکه نمیتوان از آنها خاصیتهای مرکب انتزاع کرد، اینکه مقید به بستار منطقی، ناتمامیت و ناسازگاری هستند، و اینکه اتفاقی نیستند، هیچیک برآمده از سرشت رمزانش نیست و به کار تمایز نهادن میان انواع حمل نمیآید. همچنین معناشناسیهای نظامهای دوحملگرا تنها هنگامی شهودهای ما درباره طبیعتِ اشیاءِ ماینونگی را پاس میدارند که شهودهای دیگر ما درباره ثبات معنای حمل یا ثبات معنای شیء را نادیده انگارند.