اثربخشی تلفیق دو رویکرد واقعیتدرمانی و معنادرمانی به شیوه گروهی بر کیفیت زندگی و سازگاری روانشناختی زنان سرپرست خانوار
نویسندگان
1 دانشجو دکتری مشاورۀ دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد. مشهد. ایران.
2 استادیار مشاوره، گروه علوم تربیتی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
3 استادیار گروه روانشناسی تربیتی و مشاوره دانشگاه تهران
4 کارشناسی ارشد مشاوره خانواده ،دانشگاه تهران ، تهران ،ایران
doi
10.22059/japr.2019.258509.643001چکیده
پژوهش حاضر، بهمنظور بررسی اثربخشی تلفیقی معنادرمانی و واقعیتدرمانی بهشیوه گروهی بر کیفیت زندگی و سازگاری روانشناختی زنان سرپرست خانوار انجام شده است. این پژوهش بهصورت نیمهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل نابرابر میباشد. جامعه آماری، شامل تمامی زنان سرپرستخانواده تحت پوشش کمیته امداد امامخمینی شهر مشهد است که در سال1395-1396بهمرکز مشاوره کمیته امداد مراجعه نمودهاند. شیوه نمونهگیری بهصورت، در دسترس بوده است و حجم نمونه برابر با30 نفر و شیوه گردآوری دادهها از طریق پرسشنامه میباشد. ابزار پژوهش حاضر، پرسشنامههای کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و پرسشنامه ارزیابی سازگاری روانشناختی (فرم بزرگسـالان) بود و همچنین دادهها با نرمافزار18 SPSS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. در آزمون معناداری، میانگین نمرات کیفیت زندگی و سازگاری روانشناختی در پسآزمون گروه آزمایش بهطورمعناداری از میانگین نمرات پسآزمون در گروه کنترل بالاتر است، بهصورتی که یافتههای آزمون کواریانس نشان داد، تفاوت بین پیشآزمون و پسآزمون معنادار است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت، ترکیب روشهای درمانی و ادغام فنون و روشها، مرتبط با مشکلات مراجعان اثربخشی درمان را افزایش میدهد. در این پژوهش نشان داده شد که تلفیق معنادرمانی و واقعیتدرمانی بر کیفیت زندگی و سازگاری روانشناختی در زنان سرپرستخانواده تأثیر دارد و بهعبارتی، موجب افزایش آن میگردد.