واکاوی نقش عصبیتگرایی در بازدارندگی توسعه سیاسی(مطالعه موردی: استان کهگیلویه و بویراحمد)
نویسندگان
1 دانشگاه علم و صنعت ایران
2 دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشگاه علوم پزشکی همدان
doi
10.48311/psp.2026.120401.82814چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی فرآیند بازتولید قدرت سیاسی از طریق شبکههای عصبیتی و پیامدهای آن بر محدود شدن ظرفیتهای توسعه سیاسی در استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش نظریه زمینهای انجام گرفت و دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختیافته گردآوری و تحلیل شدند. براساس تحلیل دادهها، سه مقوله اصلی مرتبط با پیوند عصبیتگرایی و توسعه سیاسی شناسایی شد که عبارتند از تجمع و دستهبندیهای عصبیتگرایانه بهمثابه جایگزین احزاب سیاسی؛ تضعیف مرزهای سیاسی و ظهور عصبیت سیاسی؛ و نقش متناقض نخبگان سیاسی در فرآیند توسعه سیاسی. مقوله هسته استخراجشده از دادهها، «بازتولید قدرت سیاسی از طریق شبکههای عصبیتی» است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که عصبیتگرایی در قالب روابط طایفهای، خویشاوندی و قومی، بهعنوان یک سازوکار مسلط در سازماندهی مناسبات سیاسی عمل میکند و از طریق تضعیف شایستهسالاری، محدودسازی گردش نخبگان، تقویت سیاستهای مبتنی بر منافع گروهی، کاهش کارآمدی نهادهای سیاسی و بازتولید الگوهای سنتی قدرت، فرآیند توسعه سیاسی را با چالش مواجه میکند. این مقوله نشان میدهد که عصبیتگرایی نه تنها یک متغیر فرهنگی، بلکه یک سازوکار ساختاری برای سازماندهی قدرت، توزیع منابع و شکلدهی رفتار سیاسی در استان محسوب میشود. بنابراین مسلط شدن عصبیت سیاسی در ساخت قدرت استان، مانع از کنشگری سیاسی افراد در قالبهای فکری، برنامهمحور و جناحی میشود. در چنین شرایطی، افراد جامعه قادر به تعریف هویت سیاسی خود خارج از چارچوبهای عصبیتمحور نیستند و این امر به تضعیف نهادهای جدید سیاسی، بهویژه احزاب، و انسداد مسیر توسعه سیاسی منجر میشود.