کشورداری جغرافیایی: چارچوبی مفهومی برای بازتعریف نسبت جغرافیا و حکمرانی فضایی
نویسندگان
1 دانشگاه علوم پزشکی شیراز
2 دانشگاه علوم پزشکی بابل
3 دانشگاه علوم پزشکی مازندران
4 دانشگاه علوم پزشکی بابل
doi
10.48311/psp.2026.119101.82802چکیده
با توجه به ضعف در کارآمدی الگوهای متعارف کشورداری و تبدیل آن به یکی از چالشهای بنیادین دولتها در مقیاسهای ملی و فراملی، این مقاله با هدف ارائه چارچوبی نوین و فضامحور با عنوان «کشورداری جغرافیایی» طراحی شده است. این چارچوب میکوشد تا مدیریت و اداره کشور را بر پایه درک نظاممند برهمکنش انسان، طبیعت و پدیدارهای ناشی از کنش متقابل آنها سامان دهد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل مفهومی و بازخوانی انتقادی ادبیات نظری موجود درباره جغرافیا و حکمرانی است. تمرکز پژوهش بر استخراج اصول بنیادین فضایی و بررسی امکان کاربرد آنها در چارچوبی نظاممند و هماهنگ برای ارتقای مدیریت سرزمین است. یافتهها نشان میدهد که کشورداری جغرافیایی با تأکید بر شش بعد بنیادین فضای جغرافیایی و بهرهگیری از رویکرد نظاممند و هماهنگ، میتواند به عنوان چارچوبی کارآمد برای ارتقای حکمرانی فضایی و افزایش اثربخشی مدیریت سرزمین عمل کند. این رویکرد، جایگاه علم جغرافیا را در عرصههای علمی و اجرایی بازتعریف و ظرفیت تحلیل و برنامهریزی فضایی دولتها را تقویت میکند. نتیجه تحقیق نشان میدهد که کشورداری جغرافیایی به عنوان یک مدل نوآورانه، امکان غلبه بر محدودیتهای الگوهای سنتی مدیریت و ارائه راهبردهای عملی برای بهبود هماهنگی و بهسامانی فضا در سطوح ملی و فراملی را فراهم میآورد. این چارچوب میتواند مبنایی برای توسعه سیاستها و برنامههای فضامحور دولتها باشد.