اثر پیشتیمار بذر با مواد زیستی و شیمیایی و کاربرد علفکش بر رشد و عملکرد توده بومی لوبیا (Phaseolus vulgaris L.)
نویسندگان
1 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.22067/ijpr.v13i2.2107-1010چکیده
این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کاملتصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان در سال 1394 اجرا گردید. تیمارها عبارت از پیشتیمار بذر توده بومی لوبیا در گیلان (با سولفات روی، سالیسیلیک اسید، باکتری سودوموناس، و بدون پیشتیمار) و مدیریت علفهایهرز (عاری از (وجیندستی) و آلوده به علفهایهرز و سطوح 50، 75 و 100 درصد مقدار توصیهشده از علفکش تریفلورالین و بنتازون) بود. نتایج نشان داد که ارتفاع نهایی بوته با پیشتیمار سالیسیلیک اسید 11 درصد نسبت به بدون پیشتیمار افزایش یافت. پیشتیمار بذرها با باکتری سودوموناس، حداکثر شاخص سطح برگ، حداکثر وزن خشک برگ، وزن خشک نهایی بوته، تعداد غلاف در مترمربع و عملکرد بیولوژیک لوبیا را بهترتیب 30، 69، 50، 31، 50 درصد نسبت به بذرهای بدون پیشتیمار افزایش داد. بیشترین مقدار صفات اندازهگیریشده در شرایط بدون علفهرز و کاربرد دز توصیهشده علفکش مشاهده شد و با کاهش دز علفکش، کاهش یافت. آلودگی تمامفصل علفهایهرز، حداکثر شاخص سطح برگ، حداکثر وزن خشک برگ، وزن خشک نهایی بوته، تعداد غلاف، وزن غلاف و عملکرد بیولوژیک را بهترتیب 40، 58، 58، 72، 70 و 58 درصد نسبت به شرایط عاری از علفهرز کاهش داد. اثر کاربرد 75 و 100 درصد دز توصیهشده دو علفکش در اکثر صفات بررسیشده فاقد تفاوت معنیدار بود؛ اما با توجه به معنیدارنبودن اثر متقابل پیشتیمار و دز علفکش، میتوان اظهار داشت که بهرهگیری از روشهای پیشتیمار بذر با وجود اثر مثبت در رشد، توسعه و تولید لوبیا در افزایش قابلیت رقابت لوبیا با علفهایهرز مؤثر نبود.