تحلیل چندسطحی عوامل سطح دانش آموز، کلاس درس و مدرسه بر تفکر انتقادی دانش آموزان و ارائه راهکارهای عملی برای توسعه تفکر انتقادی

نویسندگان

1 دکتری روانشناسی تربیتی، دانشگاه تهران

2 داشیار ، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکتری، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

doi
10.22059/japr.2018.68410
چکیده

هدف این پژوهش، تحلیل چندسطحی عوامل سطح دانش­ آموز، کلاس درس و مدرسه بر تفکر انتقادی دانش­ آموزان بوده است. 974 نفر از دانش ­آموزان دوره متوسطه شهر تهران در پژوهش شرکت کردند. متغیرهایی از سه سطح دانش ­آموز (نیازهای بنیادین روانشناختی و نیاز به شناخت)، کلاس (حمایت از خودمختاری، ساختار ادارک شده) و مدرسه (فرهنگ مدرسه) انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ­ها از مدل خطی سلسله مراتبی استفاده شد. نتایج نشان داد که در سطح دانش­ آموز، متغیرهای نیاز به خودمختاری، نیاز به شایستگی، نیاز به ارتباط و نیاز به شناخت، و در سطح کلاس، ساختار ادراک شده و حمایت از خودمختاری ادراک شده رابطه­ معناداری با مولفه­ های تحلیل­ گری، کنجکاوی و حقیقت ­جویی گرایش به تفکر انتقادی دارند. در سطح مدرسه روابط معلم و دانش­ آموزان رابطه­ معناداری با تحلیل­ گری و کنجکاوی و روابط دانش­ آموزان با یکدیگر و انتظارات هنجاری رابطه­ معناداری با حقیقت ­جویی دارد. در مجموع، یافته­ ها نقش عوامل سطح دانش ­آموز (نیازهای بنیادین روانشناختی و نیاز به شناخت)، سطح کلاس (حمایت از خودمختاری، ساختار ادارک شده) و سطح مدرسه (فرهنگ مدرسه) در گرایش به تفکر انتقادی دانش ­آموزان را مورد تأکید قرار داد.