رابطه خودتنظیمی و خودکارآمدی با تعلل ورزی: مقایسه دانش آموزان با اختلالات یادگیری و عادی

نویسندگان

1 استادیار ،دانشکده‌ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

2 ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﯽ ارﺷﺪ رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ، داﻧﺸﮑﺪه ﻋﻠﻮم ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ و رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ داﻧﺸﮕﺎه اﻟﺰﻫﺮا (س)

doi
10.22059/japr.2018.69910
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین خودتنظیمی و خودکارآمدی با تعلل­ورزی در دانش­آموزان سال هفتم شهر تهران و مقایسه مدل ساختاری این روابط در بین دو گروه با اختلالات یادگیری و عادی است. به این منظور، 300 دانش‌آموز سال هفتم ابتدایی (150 دانش­آموز با اختلالات و 150 دانش­آموز عادی)، به‌صورت تصادفی از چهار منطقه (2، 6، 13، 18) آموزش ‌و پرورش شهر تهران انتخاب شدند و به مقیاس سنجش یادگیری خودتنظیمی میلر و همکاران (1996)، خودکارآمدی عمومی دانشجویان شرر و همکاران (1982) و تعلل­ورزی سولومون و روثبلوم (1984) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که دانش­آموزان با اختلالات یادگیری و عادی، به لحاظ مدل ساختاری در پژوهش حاضر با یکدیگر تفاوت دارند و هم‌ارز نیستند و برگزاری دوره­های آموزشی به منظور افزایش خودکارآمدی و خودتنظیمی دانش­آموزان دارای اختلال یادگیری به منظور کاهش تعلل­ورزی در آن­ها سودمند است.