بررسی تحلیلی روش گروه بندی تمام وقت دانش آموزان مدارس استعداد درخشان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشیار گروه روانشناسی و آموزش کودکان با نیازهای خاص، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

3 داﻧﺸﯿﺎر داﻧﺸﮑﺪه ﻋﻠﻮم ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ و رواﻧﺸﻨﺎﺳﯽ. داﻧﺸﮕﺎه اﺻﻔﻬﺎن

4 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22059/japr.2018.66957
چکیده

هدف این پژوهش بررسی تحلیلی روش گروه‌بندی تمام‌وقت دانش ­آموزان مدارس استعدادهای ­درخشان بود که برای این ‌منظور از روش تحقیق کیفی استفاده شد. جامعه آماری شامل دانش ­آموختگان، والدین، معلمین، مدیران و متخصصین آموزش تیزهوشان بود. جامعه نمونه شامل 48 نفر از جامعه آماری بود که به صورت هدفمند انتخاب، و با آن­ها مصاحبه باز و عمیق انجام گرفت. پس از اشباع نظرات، جهت تحلیل داده ­ها، گزاره‌های استخراج‌شده کدگذاری، ترکیب و مقوله‌بندی شدند. یافته‌های پژوهش، 13 مقوله بود، شامل: "برداشت ناقص از مفهوم استعداد درخشان در عمل، عدم ‌جامعیت شیوه‌ شناسایی تیزهوشان، آسیب روش ­گروه‌بندی ­تمام‌وقت­ تیزهوشان، چالش تفکیک جایگاه استعداد درخشان در ساختار سازمانی آموزش ‌و پرورش، همسویی کم با عدالت ­آموزشی، کم‌توجهی به برنامه‌های ­پرورشی، عدم تطابق برنامه‌های­ آموزشی ­و ­درسی با ویژگی‌های­ فردی ­تیزهوشان، انتظارات بیش ‌از حد والدین، نقص‌های مدیریت ­آموزشی، کمبود معلمان متخصص آموزش تیزهوشان، انتظارات متقابل و بیش ‌از حد جامعه و استعدادهای­ درخشان، عدم توجه به وضعیت پس از دانش ­آموختگی و نداشتن برنامه نگه­داشت استعدادهای­ درخشان". یافته­ های پژوهش به چهار دسته مبانی نظری تیزهوشی، روش اجرا، و عوامل درون ­سازمانی و برون ­سازمانی آموزش ­و ­پرورش تقسیم شدند. بر این اساس، نتیجه می­ شود، اجرای روش گروه‌بندی تمام‌وقت بهتر است به حداقل خود برسد و برنامه ­ریزی همه ­جانبه برای رفع نواقص آموزشی ­و ­پرورشی دانش­ آموزان تیزهوش انجام گیرد.