قاعده نفی سبیل و بیکیفرمانی، در حقوق کیفری بینالملل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسؤول)
doi
10.22034/jccj.2023.414594.1366چکیده
بیکیفرمانی از دغدغههای مهم حقوق کیفری بینالملل است که در دهههای اخیر موردتوجه فزایندهای بوده است. در این مقاله تلاش شده به بررسی این سؤال مهم پرداخته شود که بیکیفرمانی در حقوق کیفری بینالملل در پرتو قاعده نفی سبیل چگونه قابلتحلیل است؟ مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد که بیکیفرمانی در حقوق کیفری بینالمللی بر مجازات مجرمین با استفاده از معاضدت قضایی دولتها، استرداد مجرمین و نیابت قضایی تأکید دارد. قاعده نفی فی سبیل به معنای عدم سلطه بیگانگان بر مسلمان منافاتی با روشهای تحقق بیکیفرمانی مانند معاضدت قضایی میان کشورها، استرداد مجرمین و نیابت قضایی ندارد، زیرا در اسلام نیز بر ضرورت مجازات مجرمین تأکید شده و مقابله با بیکیفرمانی پذیرفتهشده است. از طرفی مشروط بودن «نفی سبیل» به عدم ایجاد سبب از سوی مسلمان و تعدیل قاعده «نفی سبیل» با قواعدی زیست مسالمتآمیز از دلایلی است که در عدم تعارض قاعده نفی سبیل با استرداد مجرمین، همکاری قضایی و نیابت قضایی مطرح میشود. استرداد مجرمین، همکاری قضایی و نیابت قضایی به معنای سلطه کشورهای بیگانه بر مسلمانان نبوده و نوعی همکاری متقابل بر اساس معاهدات همکاری است که به تحقق عدالت قضایی مورد تأکید اسلام کمک میکند. بر این اساس توجه به استرداد مجرمین، معاضدت قضایی و نیابت قضایی در سطح بینالمللی بهمنظور مقابله با بیکیفرمانی از سوی قانونگذار داخلی ضروری به نظر میرسد.