بررسی و آنالیز هم استنادی رابطه انسان و محیط در حوزه ژئومورفولوژی از 1970 تا 2018
نویسندگان
1 استاد گروه جغرافیای طبیعی، دانشکدة علوم جغرافیایی و برنامه ریزی، دانشگاه اصفهان
2 دانشیار گروه ژئومورفولوژی، دانشکدة علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی
3 دانشجوی دکتری گروه جغرافیای طبیعی، دانشکدة علوم جغرافیایی و برنامهریزی، دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jphgr.2019.290658.1007447چکیده
رابطة انسان و محیط در سالهای اخیر معطوف به تغییرات محیطی و تعریف توسعة پایدار بوده است. اکنون باید دید سهم ژئومورفولوژیستها در بحث تغییرات محیطی و انسان چقدر بوده است. برای تحقق این هدف، با تشکیل جامعة آماری مرکب از 456 مقاله از پایگاه استنادی WOS، طی سالهای 1970 تا 2018، به تجزیه و تحلیل کتابشناختی با هدف علمسنجی دانش ژئومورفولوژی با کمک نرمافزار Citespace مبادرت شد. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که فلیپس، شوم، گوودی، و گریگوری هستة مرکزی محققان را شکل داده و کلیدواژههای «ژئومورفولوژی، تغییرات اقلیمی، و هولوسن» بیشترین تکرار، «ژئومورفولوژی و پوشش گیاهی» بیشترین پایایی، و «تغییر محیطی، تغییرات اقلیمی، و اثر انسان» دارای بیشترین مقدار شاخص شکوفایی هستند. همچنین، خوشهبندی روند فکری ژئومورفولوژیستها از تحلیل شاخص مرکزیتنشان میدهد که آنها هفت مرحلة فکری را پشت سر گذاردهاند. این مراحل عبارت است از گرایش کلی پژوهشها به علوم محیطی؛ بهکارگیری دیدگاه سیستمی در ارائة راهحلها؛ تمرکز بر ژئواکولوژی؛ گرایش به ژئومورفولوژی رودخانهای؛ چرخش مطالعات به زمینباستانشناسی؛ تخصصیترشدن متدولوژیهای تحقیق؛ مبنا قرارگرفتن تغییرات محیطی بهویژه در نُه سال منتهی به 2018 بهعنوان موضوع مورد توافقِ بیشتر پژوهشهای مرتبط با انسان و محیط.