راهکارهای تربیتی کاهش فاصله نسلی با محوریّت نامه 31 نهج البلاغه
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.
doi
10.22034/ksiu.2025.104.193چکیده
هدف: فاصلۀ نسلی از مهمترین چالشهای خانوادههای امروز است؛ پدیدهای که از تفاوتهای عمیق در نگرشها، ارزشها و رفتار نسلها سرچشمه میگیرد و موجب کاهش درک متقابل، افزایش تعارض، افت همدلی و احساس تنهایی میشود. نامه 31 نهجالبلاغه، به عنوان منشوری تربیتی میان دو نسل پدر و فرزند، ظرفیت بالقوهای برای ارائه راهکارهای مؤثر در کاهش این شکاف دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل محتوای نامۀ ۳۱ نهجالبلاغه به منظور استخراج و معرفی تکنیکها و راهکارهای تربیتی متناظر با کاهش فاصلۀ نسلی و ارائۀ الگوی تربیتی همدلانه بود. روش: این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانهای-استنادی و با استفاده از تحلیل محتوای نامۀ 31 نهجالبلاغه، به بررسی تکنیکهای تربیتی مؤثر در رفع شکاف نسلی پرداخت. یافتهها: یافتههای پژوهش حاکی از آن بود که نامۀ 31 نهجالبلاغه نوعی ارتباط کلامی هدفمند برای اصلاح نگرش و رفتار نسلهاست. تکنیکهای تربیتی استخراجشده، شامل شناخت دقیق مؤلفههای نسلی پدر و فرزند، تنظیم چارچوب عاطفی متناسب با سن فرزند، ایجاد زبان مشترک بیننسلی، تعمیق مشترکات نسلی، بهرهگیری از تجربهگرایی و عقلانیت معنوی، تمرکز بر معیارهای روابط اجتماعی نسل جوان و استفاده از واقعیتدرمانی بود. نتیجهگیری: کاربست عملی این تکنیکها میتواند به کاهش فاصلۀ نسلی، افزایش همدلی و تقویت ارتباط میان والدین و فرزندان منجر شود؛ و در نهایت، بنیان خانواده را در برابر آسیبهای نسلی مقاومتر سازد.