الزامات دینی و تأمّلات عقلانی در سیاست‌گذاری خارجی مطالعه موردی: اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 عضو گروه علوم سیاسی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی

2 کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

doi
چکیده

سیاست‌گذاری خارجی به عنوان شاخه‌ای مهم از سیاست‌گذاری عمومی، باید از عقلانیّت مناسب تصمیم‌گیرندگان در فضای روابط بین‌الملل برخوردار باشد. اهمّیت تصمیم‌گیری در سیاست خارجی و نقش عقلانیّت در تصمیم‌گیری‌های موجود، به رعایت اصل «تناسب» بین اهداف با روش‌های مربوطه بازمی‌گردد. «تناسب‌سازی» به عنوان شرط تحقّق عقلانیّت، انتظارات از نخبگان سیاسی را به سمتی سوق می‌دهد که با بررسی توانایی‌ها و قابلیت‌های جمهوری اسلامی ایران مناسب‌ترین گزینه ارتباطی با محیط جهانی را انتخاب کنند. استدلال‌های ارائه شده در این مقاله، در خصوص گزینه‌های ارتباطی مشارکت فعّالانه و یا تعامل مثبت جهانی یکی از شاخص‌های سیاست‌گذاری خارجی مناسب برای جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. با مروری بر برنامه‌های اوّل تا چهارم توسعة جمهوری اسلامی ایران، ملاحظه می‌شود که در تمام برنامه‌ها، به ویژه برنامة سوم و چهارم، بر اصل تعامل جهانی تأکید شده است؛ بنابراین همبستگی فراوانی بین شاخص‌های عقلانیّت که در خصوص سیاست‌گذاری خارجی جمهوری اسلامی ایران ارائه شده با سیاست‌های کلان برنامه‌های توسعه وجود دارد؛ لکن کاستی‌های اساسی و شکاف‌های فراوانی نیز نسبت به اهداف و عملکرد به چشم می‌خورد که محتاج بازاندیشی‌های جامع است. رفع کاستی‌ها و مشکلات مزبور، منوط به رعایت فرایند «مزیّت‌سازی» است که قابلیّت‌های کشور را در عرصة روابط بین‌الملل دوچندان نموده و مصالح و منافع ملی را به نحو مناسب‌تر برآورده خواهد کرد.