توجیه کیفرگذاریهای نوین از منظر سزاگرایی و فایدهگرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسؤول)
doi
10.22034/jccj.2024.412942.1344چکیده
توجیه مجازات، از مدتها پیش، بهواسطه دو نظریه سزاگرایی و فایدهگرایی مورد توجه قرار گرفته است؛ نظریه سزاگرایی، نظم اخلاقی را اصل قرار داده و بزهکار را بهدلیل به مخاطره انداختن آن، مستحق کیفر میداند. در مقابل, نظریه فایدهگرایی، منفعت را اصل قرار داده و مجازات را لازم میداند تا به واسطه تحمیل رنج حاصل از آن، مانع از وقوع جرم در آینده شود و خوشبختی بیشتری را برای افراد جامعه تضمین نماید؛ در این میان، با توجه به اینکه تحولات عصر حاضر، منجر به ایجاد تغییراتی در ساختار جوامع گردیده و گاه، از کارایی مجازاتها در جامعه کاسته یا آن را تغییر داده است؛ لذا فنون کیفرگذاری نیز نسبت به گذشته تغییر کرده و مجازاتهای اجتماعی و مجازاتهای جایگزین حبس در بسیاری از موارد، جای مجازاتهای کلاسیک مانند حبس را گرفتهاند؛ لذا هدف از این بررسی، آن است که با تجزیه و تحلیل شرایط فعلی از یکسو و کیفرگذاریهای جدید از سوی دیگر، نحوه توجیه کیفرگذاری جدید در چارچوب این دو نظریه را بسنجد؛ براین اساس، این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانهای، به بررسی این مسأله پرداخته و به این نتیجه دست یافته که هر دو نظریه میتوانند در توجیه کیفرگذاریهای جدید، مؤثر واقع شوند؛ اما با توجه به تمرکز این کیفرگذاریها بر منفعت، نظریه فایدهگرایی، غلبه بیشتری بر سزاگرایی دارد.