مطالعه عوامل مؤثر بر سرعت پذیرش بذور جدید گندم در شهرستان ساوجبلاغ )کاربرد تجزیه و تحلیل بقا(

نویسندگان

1 دانشگاه علوم و تحقیقات تهران

2 دانشگاه علوم و تحقیقات تهران

doi
10.22067/jead2.v32i2.67165
چکیده

بخش کشاورزی یکی از مهمترین بخش‏های اقتصادی کشور در مرحله گذار از کشاورزی سنتی به کشاورزی صنعتی است. در این مسیر انتقال دانش فنی موجود از مؤسسات پژوهشی به عرصه‏های تولید و بهره‏برداری کشاورزی امری اجتناب ناپذیر است که باید به طور جدی در رأس برنامه‏های توسعه کشور قرار گیرد. پژوهش حاضر ضمن معرفی روش تجزیه و تحلیل بقا، به شناسایی عوامل مؤثر بر سرعت پذیرش بذور اصلاح شده گندم (بهار، پیشتاز، پیشگام، پارسی و سیوند) توسط کشاورزان شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز می‏پردازد. داده‏های مورد نیاز از طریق میدانی و تکمیل پرسشنامه برای 140 گندم‏کار منتخب با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده در سال زراعی 95- 1394، گردآوری شده است. مهمترین نتایج حاصل مؤید آن است که الگوی وایبول در قیاس با مدل‏های رقیب از قدرت توضیح‏دهندگی بالاتری برخوردار است. متغیرهای درآمد غیرکشاورزی، تولید در هکتار، تجربه گندم‏کاری، میزان تحصیلات هر کشاورز، گذراندن دوره‌های آموزشی اثر مثبت و معنی‏دار بر کاهش مدت زمان پذیرش بذور جدید توسط کشاورزان نشان دادند. شغل اصلی کشاورزی و فاصله بین محل زندگی و فروشگاه‏های شهری مدت زمان انتخاب را افزایش می‏دهد. همچنین متغیرهای مالکیت زمین، سن کشاورز، بیمه‏ی محصول، کیفیت بذور عرضه شده، فاصله منزل تا فروشگاه‏های محلی بر روند انتخاب بذرهای جدید بی‏تأثیر بودند. با توجه به اینکه تجارب گندم‏کاری و شرکت در دوره‏های آموزشی اثر معنی‏داری در کاهش مدت زمان انتخاب بذرهای جدید دارند، پیشنهاد می‏گردد از تجارب افراد پیشرو در استفاده از بذرهای جدید گندم جهت آموزش سایر کشاورزان بهره گرفته شود و امکان تبادل و انتقال تجربیات بین گندم‏کاران به صورت عملی فراهم گردد.