واکاوی کلامی و حکمی روایت ابن قیاما در مسئله استمرار حجت و حضور دو امام ناطق در زمان واحد

نویسندگان

1 دانش آموخته سطح 3 ، حوزه علمیه خراسان و دانشجوی دکترای مبانی نظری اسلام، دانشکده الهیات ، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد،ایران

3 دانشیار گروه علوم قرآنی و حدیث، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران

doi
10.22034/farzv.2024.464265.2011
چکیده

وجود حجت الهی در هر زمان و استمرار آن تا قیام قیامت از مسلمات اعتقادی شیعیان حتی نزد فرقه‌های منشعب شده است؛ از این رو، حتی واقفیّه و مخالفان امامت امام رضاg در ردّ ایشان از طریق همین اصل وارد شده و امامت حضرتش را انکار کرده‌اند؛ اما طی روایتی که در مقالۀ پیش رو تحلیل شده است، حضرت رضاg به منکران امامت خویش پاسخ داده‌اند. امامت امام رضاg یک بار پس از شهادت پدر بزرگوارشان مورد تردید قرار گرفت و به شکل‌گیری واقفیّه انجامید و بار دیگر فرزنددار نشدن آن حضرت در سنین بالا موجب بروز شک و تردید در برخی پیروان ایشان شد؛ به طوری که عده‌ای از آن‌ها به واقفیّه گرویدند؛ با وجود این،‌ عقیده قطعی به استمرار حجج الهی در باورهای شیعیان، به حدی بود که حتی واقفیّه نیز برای رسیدن به مقاصد خود چاره‌ای جز تطبیق اعتقاد انحرافی خود بر این باور اصیل نداشتند. این نوشتار ضمن بازخوانی روایت ابن بشار در بیان گفت‌وگوی ابن قیاما از گروه واقفیّه با امامg با رویکرد کلامی و حکمی به تبیین امامت بعد از ایشان پرداخته است. مسئلۀ خالی نبودن زمین از امام از دیدگاه کلامی از سویی و مسئله نبود دو امام ناطق در زمان واحد از منظر حکمی از سوی دیگر، دو نکتۀ مهم و اساسی در این مقاله است که ابن قیامای واقفی در گفت‌وگوی خود با امام رضاg به هر دو مسئله مذکور اذعان دارد. با توجه به نبود پیشینۀ معین در این زمینه، نوآوری این مقاله در آن است که به صورت میان رشته‌ای با دیدگاه کلامی و حکمی، به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی و تحلیل محتوایی حدیث مذکور و تحلیل شئون مختلف امامت، روشن می‌سازد که شأن ولایت تنها شأنی است که به‌عنوان حجت، به معنای واسطه در فیض الهی، استمرار داشته و در هر زمان تنها در یک فرد از اولیای الهی تجلی می‌کند و قابل تفویض به دو فرد در زمان واحد نیست.