خوانش اکتشافی و پس کنشانه تائیه دعبل خزاعی براساس الگوی نشانه شناسی شعر ریفاتر
نویسندگان
1 دانشآموخته سطح چهار حوزه علمیۀ خراسان و عضو گروه علمی زبان و ادبیات عرب جامعه المصطفی العالمیه، نمایندگی خراسان مشهد، ایران
2 استاد گروه علوم قرآنی و حدیث، دانشگاه علوم اسلامى رضوى، مشهد، ایران
3 دانشیارگروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه علوم اسلامی محلاتی، قم، ایران
doi
10.22034/farzv.2024.459248.1999چکیده
در تحلیل و مطالعۀ متون ادبی، نقد نشانهشناختی نقش ویژهای را در قرن بیستم به خود اختصاص داده است. مایکل ریفاتر، منتقد فرانسوی در نظریۀ نشانهشناسی خود، الگوی تازهای را در خوانش شعر ارائه میدهد. بر اساس نظریۀ او، شعر به دو روش خوانش اکتشافی یا دریافتی (heuristic reading) و خوانش پسکنشانه یا ناپویا (retroactive reading) مورد واکاوی قرار می گیرد. در خوانش اول که خوانشی محاکاتی است، معنای ظاهری و در خوانش دوم که خوانشی نشانهشناسانه است، دلالت های زبانی و معنای ضمنی مورد توجه قرار می گیرد که پس از مشخص شدن عناصر غیردستوری در متن، رابطۀ این عناصر در قالب انباشت ها و منطومه های توصیفی، کشف جدیدی از شبکه ساختاری متن ارائه می دهد. در این نوشتار، تائیۀ دعبل خزاعی (249ق.) شاعر حضرت رضا (ع) که از 124 بیت سامان یافته و مشهورترین و بلندترین شعر اوست، به شیوۀ توصیفی تحلیلی و بر اساس رویکرد ریفاتر بررسی می شود. بر اساس الگوی ریفاتر و واکاوی نشانهشناسی او در دو «انباشت» مدح اهل بیت(ع) و ظلم به ایشان با نگاهی در «منظومۀ توصیفی» رنج شاعر از جور بر معصومان(ع) در «شبکۀ ساختاری» امید به شفاعت و پایان تراژدی ستم، خوانشی ژرف و لطیفی از این قصیده برای «اَبَرخواننده» ارائه می شود.