کالوس‌زایی و باززایی از لوبیا ((Phaseolus vulgaris L.با استفاده از ریزنمونه لایه نازک سلولی

نویسندگان

1 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان

2 گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان

doi
10.22067/ijpr.v10i2.62582
چکیده

چالش بزرگ جهت استفاده از انتقال ژن برای اصلاح لوبیا، عدم وجود دستورالعمل بهینه باززایی است. در این تحقیق دو آزمایش برای بررسی کالوس‌زایی و باززایی لوبیا مورد بررسی قرار گرفت. در آزمایش اول، ریزنمونه­های محور جنینی شش رقم گلی، ناز، ازنا، لاین4، لاین8 و الیگودرز لوبیا جدا شده و در سه تیمار تنظیم‌کننده رشد گیاهی شامل ترکیب 11میکرومولBAP و 57/0میکرومولIAA، ترکیب 4/44میکرومولBAP و 27/2میکرومولTDZ و 4/44میکرومولBAP کشت شدند. صددرصد کالوس‌زایی در تیمار دوم در رقم­های ناز، ازنا، لاین8 و الیگودرز و در تیمار سوم در تمامی رقم­ها به جز لاین4 به‌دست آمد. کالوس­ها در این آزمایش قادر به باززایی نشدند. در آزمایش دوم، بذور در دو پیش­تیمار صفر‌میکرومولTDZو 10میکرومولTDZ جوانه زده و بعد از 14روز، ریزنمونه­های لایه­ نازک سلولی عرضی به ضخامت 5/0-3/0میلی‌متر از اپی­کوتیل جدا و به محیطMSB5 با تیمارهای 10میکرومولTDZ و 10میکرومولBAP انتقال یافتند. صددرصد کالوس­زایی با پیش­تیمار 10میکرومولTDZ و تیمار 10میکرومولBAP و 10میکرومولTDZ در لاین4 و الیگودرز به‌دست آمد. بیشترین میزان باززایی (77درصد) با تیمار 10میکرومولTDZ در ارقام ناز، ازنا، لاین8 و الیگودرز به‌دست آمد. نتایج نشان داد که ریزنمونه لایه نازک سلولی تحت تأثیر تنظیم‌کننده‌های رشدTDZ وBAP بهتر از ریزنمونه محور جنینی قادر به باززایی می باشد. همچنین تنظیم‌کننده رشدTDZ برای باززایی لوبیا مؤثرتر ازBAP است. تأثیر پیش‌تیمار باTDZ نیز متغیر و وابسته به ژنوتیپ است.