فرهنگ رضوی و ترویج عفاف و حجاب ( ارائه یک نظریه زمینه ای)
نویسندگان
1 دانشیارگروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانشجوی دکترای گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 دکترای تاریخ، پژوهشکده مطالعات اسلامی در علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22034/farzv.2024.442509.1978چکیده
این پژوهش به بررسی و تحلیل وضع موجود مقولۀ عفاف و حجاب در میان شهروندان شهر مشهد بهویژه جوانان و سازوکارهای ترویج آن در بستر فرهنگ رضوی میپردازد. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش نظریۀ زمینهای صورت گرفته و اطلاعات از طریق مصاحبههای نیمهساخت یافته جمعآوری شده است. نتایج تجزیه و تحلیل اطلاعات در ذیل مقولۀ مرکزی با عنوان «مرکزیتزدایی در برابر جانمایی کانونی عناصر فرهنگ رضوی در زیستجهان جمعی ایرانیان» ارائه شده است. شرایط ایجاد این پدیده عبارت است از: گسترش انحصارگرایی در برابر عمومیت بخشی به فرهنگ رضوی، مواجهه گزینشی در برابر یکپارچه در کاربست عناصر بنیادی فرهنگ رضوی، غلبۀ مروجپروری در برابر سخنورپروری در آموزش عاملان مبلغ فرهنگ رضوی. راهبردهای قابل اتخاذ توسط عاملان اجتماعی در برابر پدیدۀ مرکزی شامل این موارد بوده است: جذب حداکثری در برابر طرد حداکثری، رویکرد مشارکتمدار در برابر رویکرد دستورمدار و رویکرد خلاق در برابر رویکرد کلیشهای. در نهایت، این مواجهات پیامدهایی شامل: از دست رفتن پیوندهای اصیل فرهنگی در جامعه در برابر بازیابی آنها، تفکیک در برابر تلفیق فزاینده ابعاد حیات عرفی و شرعی فرزندان، ناتوانی در مواجهه با چالشهای فرهنگی در برابر فرصتیابی برای این مواجهات را نتیجه دادهاند.