بررسی تطبیقی مدل حکمی -اجتهادی و مدل فرهنگستان علوم اسلامی در روش شناسی تولید علوم انسانی اسلامی

نویسندگان

1 دکترای مدرّسی معارف، رشتۀ مبانی نظری اسلام؛ استادیار گروه معارف، دانشگاه علوم پزشکی تهران. تهران، ایران

2 دانش‌آموختۀ سطح سه حوزه، رشتۀ کلام اسلامی. حوزۀ علمیه قاسم بن الحسن تهران. تهران، ایران

doi
10.22034/ksiu.2025.103.7
چکیده

هدف: هدف از این نوشتار، ارزیابی مدلهای تولید علم دینی به لحاظ روش‌شناختی بود که از تحلیل مبانی بنیادین تا منطق حاکم بر اخذ روش را در بر می‌گیرد و گامی اساسی در خروج از مباحث نظری و انتزاعی و حرکت در پیشبرد ادبیات علم دینی به لحاظ عینی و کاربردی است. روش: این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تطبیقی دو مدل حکمی- اجتهادی و مدل فرهنگستان علوم می‌پردازد. یافته‌ها: مدل حکمی- اجتهادی با توجه به فلسفۀ مضاف تأسیسی و روش‌شناسی حاکم بر آن، به روش‌شناسی عامی می‌رسد که روش انتزاعی کلی‌نگر است و ارتباطش با مصادیقش، به نحو کلی و جزیی است؛ لذا در مدل پیشنهادی خود، با رویکردی تلفیقی از روشهای تجربی، عقلی، نقلی و اجتهادی استفاده می‌کند. مدل فرهنگستان علوم نیز با فلسفۀ تأسیسی شدن، به روش عام حاکم بر علوم دست می‌یازد که علاوه بر رویکردکل‌نگرانه، به فرایند تغییر و تکامل سیستم توجه دارد و در مدل پیشنهادی خود، از روشهای عقلی، تجربی، نقلی و اجتهادی بهره می‌برد. نتیجه‌گیری: هر دو مدل به دلیل پرداختن به اکثر مؤلفه‌های روش‌شناختی، نسبت به سایر مدلهای فلسفی- اجتهادی، گامهای عملیاتی مؤثری در پیشبرد ادبیات علم دینی و خروج از مباحث انتزاعی برداشته‌اند. رویکرد کاربردی به فلسفه و توجه به فلسفه‌های مضاف، همچون استفاده از ظرفیت اجتهاد فراتر از روشهای مرسوم و اعتقاد به روش‌شناسی اسلامی در تولید علم و... از مهم‌ترین مواضع اشتراک و اختلاف در برخی مبانی معرفت‌شناختی، همچون چگونگی فلسفۀ تأسیسی و روش تحقیق تکاملی در فرایند تولید علم دینی، از مهم‌ترین مواضع اختلاف دو دیدگاه محسوب می‌شود.