بررسی ارتباط فرونشانی احساسات و علائم جسمانی و روانی با توجه به نقش خودشناسی انسجامی، بهوشیاری و شفقت خود، جامعه پسندی و خود مهارگری

نویسندگان
doi
10.22059/japr.2016.61151
چکیده

مطالعات غالباً بر رابطه منفی سرکوب با سلامت جسمانی و سازگاری روانی تأکید دارند. اما پژوهش‌های جدیدتر ادعا می‌کنند که سرکوب و فرونشانی احساسات دو خصیصه جداگانه هستند که تأثیرات متفاوتی بر سلامت جسمانی و روانی دارند و با سازه‌های متفاوت شخصیت همراه می‌شوند. پژوهش حاضر با تکیه‌بر این یافته‌ها، ارتباط انواع فرونشانی احساسات را با سلامت روانی و جسمانی با توجه به نقش فرآیندهای خود نظم بخشی بررسی می‌کند. تعداد 220 دانشجو (مرد:95 و زن: 125) پرسشنامه انواع فرونشانی احساسات کیم و همکاران (2002)، خودشناسی انسجامی قربانی و همکاران (2008)، بهوشیاری براون و رایان (2003)، شفقت خود ریس و همکاران (2011)، خودمهارگری تاگنی و همکاران (2004)، جامعه پسندی  بالارد (1992)، سرزندگی رایان و فردریک (1997)، سلامت عمومی گلدبرگ (1997) و چک‌لیست علائم جسمانی بارتون (1995) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد فرونشانی اجباری احساسات با فرآیندهای خود نظم‌بخشی (خودشناسی انسجامی، شفقت خود، خودمهارگری و بهوشیاری) ارتباط منفی دارد و علائم منفی جسمانی و روانی را پیش‌بینی می‌کند، در حالی که فرونشانی خودمختار احساسات ارتباطی مثبت با خودشناسی انسجامی و خود مهارگری داشت. همچنین جامعه پسندی با تمامی فرآیندهای خود نظم‌بخشی ارتباط مثبت داشت و از طریق فرآیندهای خود نظم‌بخشی سلامت را پیش‌بینی می‌کرد. نتایج پژوهش به‌طورکلی نشان داد که فرونشانی احساسات فرآیند ناسازگاری نیست و اگر با فرآیندهای خود نظم بخشی همراه شود، می‌تواند مفید و سازنده باشد. مبانی نظری این یافته‌ها تحلیل و بررسی ‌شده است.