شناسایی و رتبه بندی عوامل مدیریت منابع انسانی موثر در مدیریت کیفیت جامع با استفاده از فنون DEMATEL و COPRAS (مطالعه موردی: شرکت لاستیک پارس)
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت صنعتی و مالی، دانشکده مدیریت و حسابداری، پردیس فارابی دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد مدیریت صنعتی، دانشگاه ارشاد دماوند، تهران، ایران
3 دانشیار دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه قم
doi
چکیده
دغدغهی سازمانها در قرن حاضر که اساس آن بر تغییرات شتابناک بنا نهاده شده و رقابت یکی از مشخصههای بارز آن است، علاوه بر سود و فروش، بقا و ادامه حیات است. با توجه به گستردگی فعالیتها در صنایع و خدمات مختلف، اولویتبندی مسایل به منظور توجه و بهبود آنها امری اجتنابناپذیر است. همچنین با وجود محدودیت منابع سازمان، اگر این منابع به میزان نادرست به بخشهای مختلف تخصیص یابد و روی اولویتها تمرکز نشود، نمیتوان انتظار موفقیت چندانی داشت. رسیدن به این مهم، از طریق اعمال مدیریت مدبرانه و صحیح، امکانپذیر است. یکی از راهبردها، مدیریت کیفیت جامع است که از لایههای بالای سازمان شروعشده و به لایههای پایینتر منتقل میشود. پژوهش حاضر بهدنبال پاسخ به دو پرسش است؛ نخست اینکه چه عواملی روی پیاده سازی مدیریت کیفیت جامع تأثیر دارند، و در مرحله بعد مدل علی یا ساختار روابط میان این عوامل به چه صورتی است. البته علاوه بر مدل علی عوامل از فن کپراس برای رتبه بندی عوامل تأثیرگذار هم استفاده شد. پژوهش حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی؛ از منظر هدف، توصیفی؛ از بعد شیوه جمع آوری دادهها، پیمایشی؛ و از منظر روش شناسی آمیخته است. نتایج نشان دادند که وجود چشم انداز مناسب تأثیرگذارترین عامل روی شاخص های دیگر است و شاخص امنیت شغلی بیشترین تعامل را با معیارهای دیگر دارد. همچنین پس از بهکارگیری فن کپراس، اولویت معیارها از نظر اهمیت مشخص شد. مهمترین معیارها به ترتیب اولویت عبارتند از: تعهد مدیریت ارشد، کار گروهی، آموزش و بهبود مستمر.