تأثیر برنامه آموزش علاقه اجتماعی (مادر-کودک) بر ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی کودکان با اختلال نافرمانی مقابله‌ای

نویسندگان
doi
10.22059/japr.2016.57961
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامه آموزشی علاقه اجتماعی بر ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی دانش­ آموزان با اختلال نافرمانی مقابله ­ای انجام گرفته است. این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش ­آزمون و پس­ آزمون با گروه گواه است. جامعه­ آماری این پژوهش مشتمل بر دانش ­آموزان با اختلال نافرمانی مقابله ­ای مراجعه ‌کننده به کلینیک­­ های روانشناختی شهر تهران در سال تحصیلی 93-94 می­‌باشند. برای انتخاب آزمودنی ­ها ابتدا از روش نمونه ­گیری خوشه ­ای و سپس جایگزینی تصادفی استفاده شد. ابتدا از میان مراکز روان­شناختی سطح شهر تهران دو مرکز آتیه و تلاش به­ صورت تصادفی انتخاب شدند، سپس از میان دانش ­آموزان 9 تا 12 سال ارجاع شده به این مراکز، 34 نفر از افرادی که در مصاحبه تشخیصی و نیز آزمون CBCL دارای اختلال نافرمانی مقابله ­ای تشخیص داده شدند، به همراه مادران آنها در دو گروه 17 نفره به صورت تصادفی جایگزین شدند. کودکان و والدین گروه آزمایشی به­ صورت مجزا هر کدام طی 10 جلسه هفتگی دو ساعته تحت آموزش علاقه اجتماعی قرار گرفتند. گروه گواه هیچ­گونه آموزش درمانی ویژه ­ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده ­ها، مقیاس علاقه اجتماعی برای کودکان ایرانی و مقیاس ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی بود. نتایج تحلیل داده ­ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد، اجرای برنامه آموزش علاقه اجتماعی منجر به ارتقای علاقه اجتماعی (01/0>p) و نیازهای بنیادین خودمختاری، شایستگی و ارتباط (01/0>p) شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می ­دهد برنامه آموزش علاقه اجتماعی می ­تواند منجر به ارضای هر چه بهتر نیازهای بنیادین روانشناختی گردد. بنابراین، می­ توان از این برنامه جهت کمک به کودکان با اختلالات رفتاری و خانواده آنها بهره برد.