بهینه سازی اندام زایی مستقیم در بنفشه آفریقایی (ionantha Saintpaulia) با استفاده از روش سطح پاسخ
نویسندگان
1 استادیارگروه تولیدات گیاهی و کشاورزی پایدار، پژوهشکده کشاورزی، سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، تهران، ایران، صندوق پستی: ۳۳۵۳۵۱۱۱
2 دانشیار گروه زیست فناوری مولکولی گیاهی، پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری، تهران
3 استاد پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران
4 دانشیار گروه زیستفناوری پزشکی و صنایع داروئی، پژوهشکده زیست فناوری، سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، تهران، ایران، صندوق
5 دانشجوی دکتری علوم باغبانی، گروه علوم باغبانی و زراعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، تهران
doi
10.22034/jpr.2023.2175چکیده
بنفشه آفریقایی یکی از گیاهان تجاری مهم با تنوعی بینظیر در رنگ و شکل بوده که سبب محبوبیت این گیاه شده است. مهندسی ژنتیک میتواند یکی از تکنیکهای پرکاربرد برای اصلاح گیاهان باشد. اگرچه این تکنیک خود مبتنی بر کشت بافت برای به ثمر نشاندن ایده های نو در ایجاد ارقام جدید است و بهینه سازی اندامزایی مستقیم به منظور پایه گذاری اصلاح گل بسیار حایز اهمیت است. به همین منظور بهینه سازی اندامزایی از بافتهای برگ و دمبرگ دو رقم مختلف بنفشه آفریقایی به نامهای Little Maya, Grinia با استفاده از روش سطح پاسخ مورد بررسی قرار گرفت. هدف پژوهش حاضر اثر محیط کشت پایه حاوی مقادیر مختلف تنظیم کننده های رشد شاملTDZ،BA وIAA بر القا اندامزایی مستقیم بود. تیمارهای اعمال شده در هر دو رقم، منجر به القای اندامزایی مستقیم در ریزنمونههای برگ و دمبرگ شدند. ریزنمونه برگ نسبت به دمبرگ پتانسیل اندام زایی بیشتری نشان داد اما پتانسیل اندامزایی مستقیم رقم ها در ریزنمونههای مشابه باهم با یکدیگر تفاوت چشمگیری نداشت. اگرچه مدل بهینه شده توسط نرم افزار و نتیجه تکرار آزمایشگاهی این مدل، بیانگر این است که ریزنمونه برگ رقم Little Maya بیشترین پتانسیل اندامزایی مستقیم را دارد و در این راستا محیط حاوی BA 0.05 mg/l+ TDZ 0.01 mg/l +IAA 1 mg/l در القای اندامزایی مستقیم در هر دو رقم موفق عمل نموده است. لذا باتوجه به مدل بدست آمده، به نظر میرسد میزان اندامزایی مستقیم ماحصل تعامل بین نوع هورمونهای بکار رفته و نوع ریزنمونه بوده که میتواند همبستگی مستقیم با ژنوتیپ نیز نشاندهد.